چندی است در گوشه و کنار پردیس دانشگاه فردوسی پرده نوشته هایی نصب شده به مضامین: « برگزاری اردوهای دانشجویی فقط با کسب مجوز از دانشگاه مجاز است» و « دانشجویان مجاز ان که فقط در اردوهای دارای مجوز از دانشگاه که از داخل پردیس دانشگاه حرکت می کنند، شرکت نمایند»
این نشان دهنده ی روح توتالیتاریستی است که در جامعه حاکم شده و اکنون به خصوصی ترین موارد زندگی دانشجویان متصل می شود. آقایانی که به خود اجازه می دهند حتی در مورد تفریحات دانشجویان اعلام نظر کرده و اخطار کتبی بر در و دیوار دانشگاه نصب کند.
چند نکته در مورد همین مسئله:
۱- من به عنوان یکی از اعضای شورای صنفی مرکزی دانشگاه فردوسی خوب می دانم که مجوز هیچ اردوی مختلطی از ابتدای سال گذشته صادر نشده و در آیین نامه داخلی دانشگاه صدور مجور غیر قانونی اعلام شده است پس اگر تعدادی از دانشجویان بخواهند برای تفریح به خارج از شهر بروند باید چه کنند؟
۲- جرم بودن شرکت در اردوهای مختلط بدون مجوز از دانشگاه خود جای بحث دارد زیرا طبق قوانینی که خود آقایان وضع کرده اند، تنها در صورتی می توان از دانشجویی که خارج از دانشگاه مرتکب خلافی شده در کمیته انظباطی بازخواست کرد که او از عنوان دانشجویی اش سواستفاده کرده باشد.
کسانی که به خود اجازه می دهند بدون حکم کتبی دانشجویان را برای آزمایش اعتیاد از خوابگاه بیرون ببرند، آقایانی که فعالیت های کانون های فرهنگی دانشگاه را به حالت تعلیق در آورده اند، آقایانی که با نشریات رادیکال و معترض با حکم توقیف (آن هم به صورت غبر قانونی) برخورد می کنند، حال تصمیم گرفته اند با جو سازی و شانتاژ فعالین را مورد حمله قرار داده و با احکامی نظیر: شرکت در اردوهای مختلط بدون مجوز، عدم رعایت شئونات دانشجویی؟؟؟ در خارج از دانشگاه و نیز اتهامات بی اساسی نظیر اعتیاد برای خود نوچه پروری کرده و با تحت فشار قرار دادن دانشجویان، از آن ها جاسوس و آدم فروش بسازند. کسانی که برای تبرئه خود حاضر اند تن به هر خفتی بدهند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر عزیزی طی تماسی که یکشنبه شب با خانواده خود گرفته بود به ایشان گفته بود که در زندان به او اجازه خرید کردن داده اند. خانواده علی عزیزی به تصور این که اجازه ملاقات هفتگی فرزندشان نیز صادر شده، روز دوشنبه جهت ملاقات با او به زندان مراجعه کردند.
اما مسئولین بند ۲۰۹ زندان اوین به خانواده عزیزی گفتند اجازه ملاقات هنوز صادر نشده و مامورین فقط مبلغی را جهت تحویل به علی عزیزی جهت انجام خرید هفتگی از خانواده اش اخذ کردند. علی عزیزی نزدیک به دو هفته پیش توسط نیروهای امنیتی و به دستور قاضی حداد بازداشت شد.
همچنین علی نیکونسبتی عضو بازداشت شده شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت سرانجام بعد از گذشت یک هفته با خانواده خود تماس تلفنی گرفت.
یکی از اعضای خانواده علی نیکونسبتی با اعلام این خبر گفت: علی سرانجام بعد از یک هفته با منزل تماس گرفت. وی نوع سخنان علی نیکونسبتی را نشان از زیر فشار بودن وی در سلول انفرادی بند ۲۰۹ اوین دانست.

پادکست هفتگی آوای دیگر 22 آبان ماه 1386
گفتگو با امید منتظری از دانشجویان چپ دانشگاه علامه طباطبایی درباره بیانیه انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک
تحلیل هفته: جنبش دانشجویی در آغاز سال تحصیلی
اخبار جنبش های اجتماعی
دانشگاههاي كشور در طول يك ماه اول سال تحصيلي جديد به صحنهي رويارويي نيروهاي سركوبگر و جنبش آزادي خواه و برابري طلب دانشجويي بدل شده است.
دستگيري دانشجويان اميركبير نشان دهنده عزم حاكميت، در از ميان برداشتن تمامي نيروهاي مخالف و دگرانديش در دانشگاههاي كشور بود و زنگ انقلاب فرهنگي دوم را به صدا در آورد. با شروع ترم جديد تحصيلي، توتاليتاريسم مذهبي با قدرت در صحن دانشگاه صفآرايي كرد تا ثابت شود، هشدارهاي چپ راديكال در اين مورد بر اساس تحليلي منطقي و با توجه به شرايط پيش رو ارائه شده است.
توقيف نشريات مستقل و معترض، دستگيري دانشجويان دانشگاههاي مختلف (امير كبير، چمران اهواز و ...)، صدور احکام سنگین انظباطی (مازندران، صنعتی شاهرود و ...) همگي بيانگر اين واقعيت اند كه رژيم، قلب جنبش هاي آزادي خواه و برابري طلب يعني جنبش دانشجويي را هدف قرار داده است. از سوي ديگر اعتراض دانشجويي در دانشگاه تهران به حضور احمدي نژاد و نيز راهپيمايي دانشجويان چپ دانشگاه اميركبير نشان داد كه دانشجويان در مقابل اين تعرضات چون سال 78 ديگر با داروي اصلاح طلبي به خاموشي نميگرايند. دانشجویان با تكيه بر پشتوانهي تودهاي در درون دانشگاه و اتحاد فرادانشگاهي؛ در برابر نقض ابتدايي ترين حقوقشان نه تنها ساكت نميمانند بلكه اين فشارها بر اتحادشان نيز خواهد افزود. فضاي خفقان و وحشتي که توسط دستگاههاي انتظامي و امنيتي، بر دانشگاهها حاكم شده است، به هيچ وجه نميتواند از رشد فزايندهي روحيه اعتراضي در جمع دانشجويان بكاهد. بحرانهاي اقتصادي پي در پي، رژيم را با مشکلات عدیده روبرو کرده است. انزواي جهاني، جمهوري اسلامي را مجبور ميكند تا به جاي 50 درصد سهم درياي خزر به 13 درد رضايت دهد. به همين دليل است كه آگاهي رساني به جامعه، اقدام عليه امنيت ملي تلقي شده و دانشجويان كه طلايهدار اين جانفشانياند بايد سركوب شوند. به حتم اين حلقه محاصره تنگتر خواهد شد و تنها راه برونرفت براي جنبش، اتحاد ميان تمام گروههاي موجود در دانشگاه است زيرا جنبش دانشجويي با توجه اينكه منافعي مادی براي از دست دادن يا بدست آوردن ندارد مجبور است كه از خود، در برابر اين لشكركشي حفاظت كند و راهي كه دانشجويان پلي تكنيك پيش روي نهادند (حمايت از دانشجو فارغ از مرام و مسلك اعتقادي) منطقي ترين و مطمئن ترين مسير است. از همه ميخواهيم كه به پا خيزند در راه آزادي تمامي دانشجويان زنداني (پلي تكنيك، چمران، بوعلي همدان، تهران و ...) با اتحاد، صفوف دانشجويان را تا انتهاي اين راه همراهي كنند.
معصومه منصوری، یکی از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، که از سه هفته پیش بازداشت شده بود، ظهر دیروز آزاد شد. وی که توسط بازپرسی دادگاه انقلاب به منظور تحویل گرفتن وسایل پدرش فراخوانده شده بود، پس از مراجعه، در روز ۳ آبان بازداشت شد.
پس از بازداشت معصومه منصوری، مامورین وزارت اطلاعات به منزل برادر ایشان مراجعه کرده و او را تهدید کردند در صورت انتشار خبر دستگیری خواهرش، وی و همسرش را نیز دستگیر خواهند کرد. مامورین همچنین آن ها را تهدید کردند که خبر دستگیری را به وکیل ایشان، آقای عبدالفتاح سلطانی، ندهند و به آقای سلطانی اطلاع دهند که خواستار وکالت ایشان نیستند.
در روزهای گذشته، دانشجویان و اساتید دانشکده ریاضی دانشگاه امیرکبیر در اعتراض به بازداشت این دانشجو کلاس های درس خود را تعطیل کردند.
فرهنگ سلامی، هنگامه مظلومی، عارف روشناس، آمانج عزیزی، محسن قزلی و مهربان کشاورز ۶ تن از دانشجویان این دانشکده به کمیته انضباطی احضار شده اند. گویا این احضار ها در راستای تشدید فضای سرکوب در دانشگاه علامه در پی اعتراضات اخیر دانشجویی بوده اند.
لازم به ذکر است که از زمان روی کار آمدن مدیریت جدید دانشگاه و هم زمان با اوج گیری اعتراضت دانشجویی در دانشگاه علامه تعداد زیادی از دانشجویان هر روزه به انجحای مختلف از طرف حراست دانشگاه با همکاری نهاد های امنیتی بیرون دانشگاه مورد تعرض قرار می گیرند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر دانشجویان در حالی که پلاکارد و عکس هایی از معصومه منصوری در دست داشتند در دانشکده ریاضی دانشگاه امیرکبیر تحصن کردند. دانشجویان سپس به صحن دانشگاه رفتند و تحصن خود را در صحن دانشگاه ادامه دادند.
در پلاکاردهایی که دست دانشجویان بود، نوشته شده بود: «۴۳۲ ساعت بازداشت، تاوان کدامین گناه؟!»، «منصوری دانشجوی این دانشکده نیست؟!». در این تجمع نزدیک به ۱۰۰ نفر از دانشجویان دانشکده ریاضی دانشگاه امیرکبیر حضور داشتند.
در بیانیه ای که توسط دانشجویان معترض منتشر شد، آمده است: «۱۸ روز از بازداشت بدون دلیل هم کلاسیمان، ایران (معصومه) منصوری می گذرد و بعد از ۱۴ روز بی خبری کامل از وضعیت و محل بازداشت، مسئولین تنها به دادن اطلاعاتی جزئی از محل نگهداری او اکتفا نموده اند.» در بخش دیگری از این بیانیه آمده است: «با توجه به این که ایران (معصومه) منصوری دانشجوی دانشگاه امیرکبیر می باشد، کمترین مسئولیت دانشگاه در قبال این دانشجو پیگیری وضعیت و حمایت از او برای برخورداری از حقوق قانونی، از جمله اختیار کرد وکیل و تلاش برای آزادی هر چه سریعتر وی می باشد.»
در پایان بیانیه دانشجویان متحصن دانشکده ریاضی دانشگاه امیرکبیر آمده است: «ما دانشجویان دانشکده ریاضی دانشگاه امیرکبیر با تعطیل کردن کلیه کلاس های دانشکده، مستقل از هر گونه جریان سیاسی و تنها به واسطه دانشجو بودن، اعتراض خود را نسبت به بازداشت غیرمعمول و مبهم بودن وضعیت همکلاسی خود اعلام می داریم.»
به گزارش خبرنامه امیرکبیر رئیس و معاون دانشجویی دانشکده ریاضی دانشگاه امیرکبیر نیز با ارسال دو نامه جداگانه خطاب به دکتر رهایی، رئیس دانشگاه امیرکبیر، و عطایی پور، معاون دانشجویی دانشگاه، خواستار پیگیری وضعیت این دانشجوی در بند شده اند. در نامه دکتر تشکری، رئیس دانشکده، خطاب به رئیس دانشگاه آمده است: «عدم حضور خانم ایران(معصومه) منصوری دانشجوی گروه علوم کامپیوتر، در دانشکده موجب نگرانی مدیریت و دانشجویان این دانشکده را فراهم آورده است. در حالی که پیگیری های این دانشکده در طی ۱۸ روز گذشته برای مطلع شدن از وضعیت این دانشجو بی نتیجه بوده است. لذا تقاضا دارد این دانشکده را در اسرع وقت از نتیجه پیگیری ها مطلع فرمایید.»
در نامه دکتر محمدپور، معاون دانشجویی این دانشکده، که خطاب به عطایی پور، معاون دانشجویی دانشگاه نوشته شده، آمده است: «با توجه به این که در جلسه شورای مدیران دانشجویی هیچ گونه اطلاع رسانی در خصوص ایران (معصومه) منصوری صورت نگرفت و با عنایت به این که در آن جلسه مقرر گردید اقدامات انجام شده در خصوص مشخص کردن وضعیت دانشجویان بازداشتی و تلاش های انجام شده جهت آزادی آنان به نحو مقتضی خصوصا به اطلاع دانشجویان رسانده شود، خواهشمند است دستور فرمایید اهم اقدامات انجام شده جهت مشخص کردن وضعیت دانشجوی نامبرده به دانشکده ارائه شود».
دانشجویان دانشکده ریاضی دانشگاه امیرکبیر همچنین با امضای طوماری خواستار برخورداری معصومه منصوری از حقوق شهروندی شده بودند. در متن این طومار که به امضای جمع کثیری از دانشجویان این دانشکده رسیده بود، آمده: «ما دانشجویان دانشکده ریاضی و علوم کامپیوتر خواستار پاسخگویی مسئولین ذیربط نسبت به وضعیت معصومه منصوری و برخورداری وی از حقوق اولیه شهروندی می باشیم». گفتنی است طی تماسی که هفته گذشته منصوری با برادر خود داشت، گفته بود که قرار است این هفته او را آزادکنند. اما همچنان از آزادی این دانشجو خبری در دست نیست .
دوشنبه 21 آبان حدود 200 نفر از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه اصفهان در اعتراض به دستگیری های اخیر دانشجویان و فضای اختناقی در دانشگاه های کشور دست به تظاهرات در محیط دانشگاه زدند.
متن اطلاعیه دانشجویان اصفهان
دانشجویان شریف دانشگاه اصفهان
روزی با گذاشتن شرایط و تبصره های دست و پاگیر و حذف گروه عظیمی از دانشجویان فعال شکل گیری شورای صنفی را به رویائی تحقق نیافتنی تبدیل می کند. روز دیگر به بهانه دگراندیش و انتقادی بودن شورای مرکزی صنف دانشجوئی آن را به تعطیلی می کشانند. زمانی به دلیل جبهه گیری خاص انجمن اسلامی دانشجویان در برهه ی انتخاب ریاست جمهوری آن رابا خاک یکسان می کنند و زمانی دیگر به جرم ابراز اندیشه و در هم شکستن سکوت و خفقان، فعالان نشریاتی و فرهنگی را با احکام انضباطی روبرو می کنند. فشارهای سنگین بر دانشجویان دختر به دلیل پوشش، زخمی است که بر پیکر آزادی زن نشسته است و تشدیدش می کند. خفقان و سکوت، حمله های ظلم و استبداد را وحشیانه تر نموده است و وقیحانه دست به اخراج و بازنشسته کردن اساتید دگر اندیش می زنند.
هر روز بدتر از روز قبل؛ قفل سکوت باید شکسته شود و فریاد اعتراض سر داده شود. باید برای تحقق خواسته های صنفی و سیاسی خود فریاد زد. همچنین دانشجویان و دگراندیشان از دانشگاه پلی تکنیک که در بند به سر میبرند (احمد قصابان، مجید توکلی، احسان منصوری) چشم امید به اعتراض های ما برای آزادی خود دارند. اکنون باید برای تحقق خواسته های خود به پا خواست اکنون باید فریاد “نه” به وضع موجود را رساتر سر داد تا آیه های استبداد و تحجر به لرزه بیفتد. از همه شما می خواهیم به پا خیزید و برای تحقق آرمانهایتان فریاد سر دهید.
وعده ما دوشنبه 21 آبانماه 86 ساعت 12 سه راه زبان
جمعی از دانشجویان دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی






در پی اعتراض دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی و سایر دانشگاهها در دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات این دانشگاه، سلیمان محمدی، سخنگوی کمیته دفاع از حق تحصیل به دادگاه انقلاب احضار شده و ۶نفر از دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی هم به کمیته انضباطی احضار شدند.
سلیمان محمدی طی احضاریه ای که از در حراست دانشگاه به رویت وی رسیده است، ۲۲آبان در دادگاه حاضر شده و پس از بازجویی متعهد شده برای ادامه تحقیقات روز شنبه ۲۶ آبان ماه مجددا خود را به دادگاه انقلاب معرفی کند.
بیانیه دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک
در رابطه با شفاف سازی اعتراضات اخیر دانشجوئی در این دانشگاه
به دنبال برگزاري تجمع و تريبون آزاد دانشجويي در اعتراض به صدور احكام سنگين عليه سه دانشجوي پلي تكنيك در روز دوشبه 30 مهر ماه در اين دانشگاه، روابط عمومي انجمن اسلامي امير كبير در اطلاعيه به انتقاد از دانشجويان چپ و مشخصا "دانشجويان سوسياليست" پرداخته است. بر اين اساس و در راستاي اعلام مواضع شفاف خود لازم مي دانيم به روشن ساختن پاره ای از مسائل جاری در دانشگاه پلی تکنیک بپردازیم.
متاسفانه یا خوشبختانه این اولین باری نیست که انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک برای فرار از نقدهای اساسی ای که به این مجموعه ی غیر دموکراتیک وارد می شود سریعا در پشت « دو قطبی خود ساخته ی انجمن اسلامی _ بسیج » ، پنهان می شود. جای بسی شگفتی است که مجموعه ای که قدمت خود را نزدیک به 40 سال می داند هنوز به مرحله ای از بلوغ سیاسی نرسیده است که به جای انگ زدن و اتهام چسباندن ، به نقدهای سازنده و منطقی منتقدان خود توجه کند و بدانها پاسخ دهد و در صورت نداشتن پاسخی در برابر نقدها به اصلاح تفکرات و روشهای خود بپردازد.
متاسفیم که دوستان هم دانشگاهیمان در بند طبقه ی حاکم بر ایران ، اسیر منافع و جهالتهای حاکمان هستند و متاسفیم که مسئله ی دربند بودن این عزیزان دستاویزی برای فرصت طلبان شده است تا از این شرایط به بهره برداری سیاسی و پیشبرد اهداف گروهی خود بپردازند.
در شرایطی که مهره های کلیدی و تندروی انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنینک در چنگال رژیم گرفتار هستند ، ترکیبی از نا آگاهی مهره های جوانتر این مجموعه و سیاست بازی پیردانشجویان آن در حال دامن زدن به توهم جدید و خطرناک دیگری است . دو قطبی خیالی جددی که در آن انجمن اسلامی امیر کبیر در مقابل کل رژیم ایران قرار دارد. رفتار مهره های بازمانده از این مجموعه ی رو به زوال با دیگر گروه های دانشجوئی دقیقا مشابه توسل حاکمان کشورهای جهان سوم به حربه ی اعلام حالت فوق العاده برای برخورد آسانتر با مخالفان و منتقدان سیاسی و اجتماعی خود است.
بازماندگان تشکیلات انجمن اسلامی در یک موضع گیری غیر سیاسی و غیر حرفه ای توقع دارند تنها و تنها به این دلیل که اعضایی از این مجموعه در زندان به سر می برند ، سایر گروه های دانشجویی آنان را بر حق شمارند و از انتقاد نسبت به عملکرد و تفکرات آنان خودداری کنند. این تفکر نادرستی است. بازماندگان مجموعه ی انجمن اسلامی دانشجویان می توانند توقع داشته باشند که همگان برای رهانیدن دانشجویان از بند، تلاش کنند و همه ی گروه های دانشجوئی در بر ملا ساختن پرژه ی مدیریت دانشگاه برای ساختن « انجمن اسلامی دروغین» به آنان کمک کنند اما چشم بستن بر اشتباهات و خطاهای این مجموعه مسئله ای نیست که پشتوانه ای منطقی داشته باشد.
در بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان موجی از اتهامات و انگها روانه ی دانشجویان چپ و علی الخصوص دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک شده است که بیش از آنکه انعکاس مواضع سیاسی یک گروه دانشجوئی باشد نشانگر اوج خشم ، نفرت و عصبانیت یک گروه سیاسی نسبت به حرکت رو به جلوی تفکرات منتقد و مخالف خود است. این بیانیه در حقیقت انعکاسی از روحیه اقتدارطلبی و منفعت طلبی کور انجمنهای اسلامی و دفتر تحکیم وحدت است.
از آنجایی که مدتهاست بزرگان فکری انجمنهای اسلامی _ مانند آقایان سروش ، یزدی و کروبی _ نگران « هویت اسلامی » مجموعه ی انجمنهای اسلامی هستند و مکررا انجمنهای اسلامی را به مقابله با تفکرات لائیک ، سکولار و غیر مذهبی توصیه می کنند و از آنجایئ که دیگر هیچ تشکل دانشجوئی مستقلی نمی تواند رسما ( از نظر مدیریت دانشگاه و حاکمیت ) به فعالیت در دانشگاه بپردازد ، بهتر است اعضای محترم انجمن اسلامی دانشجویان رویای یکه تازی دوباره در دانشگاه به مدد داشتن « مجوز انحصاری فعالیت رسمی در دانشگاه » را به فراموشی بسپاردند. شرایط عینی دانشگاه و جامعه خود عاملی اجباری برای تکامل مبارزات دانشجوئی و تشکلهای دانشجوئی از غالبهای کهنه و پوسیده گذشته به غالبهای مدرنتر و مطابق با شرایط جدید است که از نظر ما درک این شرایط عینی، کلید پیروزی و موفقیت جنبشهای دانشجوئی بر حربه های جدید حاکمیت است.
به اعضای انجمن اسلامی دانجویان توصیه می کنیم به جای پناه بردن به دامان شیوخ مختلف و سرگردانی بین اساسنامه ی انجمنهای اسلامی و افکار خود ، برای کمک به همدانشگاهیان دربند به تکیه گاه و عامل اصلی قدرت یک گروه دانشجوئی که همانا پشتوانه ی دانشجوئی و بدنه ی آن در دانشگاه است روی آورند. دانشگاه پلی تکنینک بیش از هشت هزار دانشجو دارد که علی رغم شرکت همه ی طیفهای دانشجوئی در اعتراض دانشجوئی روز 30 مهرماه 86 ، نسبت دانشجویان شرکت کننده در این اعتراض دانشجوئی چیزی بیش از یک به شانزده کل جمعیت دانشجوئی دانشگاه نبود. این در صورتی است که با توجه به صدور احکام سنگین و ناعادلانه برای دانشجویانی که بی گناه در بند شده اند انتظار می رفت تعداد دانشجویان شرکت کننده در این اعتراض « بسیار » بیش از این تعداد باشد.
این نشان دهنده ی ضعف تمامی گروه های دانشجوئی مدعی در پلی تکنینک نسبت به اتخاد تاکتیکهای جدید برای مقابله با اوضاع جدید تحمیل شده و شکل گرفته در دانشگاه است.
پاسخ به چند اتهام تکراری انجمن اسلامی دانشجویان
انجمن اسلامی دانشجویان ادعا می کند که : « چندی است علاوه بر تمام عداوت های جریانات اقتدارگرای داخل دانشگاه، انجمنهای اسلامی دانشجویان به طور عام و انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر به طور خاص، از سوی گروه های بعضا خلق الساعه ای که حامل ایدئولوژی چپ هستند » مورد تعرض واقع شده و مشخصا از نام « دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک » و ترکیب مکرر « جریانات موسوم به چپ » استفاده می کند.
همانطور که در بالا اشاره کردیم این سطور بیش از آنکه منعکس کننده ی واقعیت و حتی یک ادعای سیاسی باشد تنها و تنها نمایانگر عمق کینه و عصبانیت یک جریان سیاسی شکست خورده در دانشگاه است که شاهد بسط و گسترش عمقی تفکرات منتقد و مخالف خود است . بازماندگان مجموعه ی انجمن اسلامی پلی تکنینک می توانند تمام معادلات سیاسی دانشگاه را در دستگاه دو قطبی « انجمن اسلامی _ دیگران » به خورد خود دهند همچنانکه خامنه ای از دو قطبی« خودی _غیر خودی» صحبت می کند و جرج بوش اعلام می دارد که : « هر کسی با ما نیست دشمن ماست». قرار دادن هر فرد یا گروه غیر انجمنی در کنار نام چکمه پوشان بسیج در دانشگاه بیش از آنکه به انحصار طلبی شما کمکی کند شما را بیشتر از فضای واقعی موجود در دانشگاه دور خواهد کرد. ضمن اینکه شما نمی توانید منکر این مسئله شوید که تندترین نقدها ی ساختاری به مجموعه ی انجمنهای اسلامی و دفتر تحکیم وحدت توسط اعضایی از خود شورای مرکزی انجمن اسلامی پلی تکنینک در سال 84 و 85 انجام پذیرفت. این اتهامات که به تعبیر انجمن اسلامی پلی تکنینک « گویی «تصادفا» در بسیاری از موارد همسو و همزمان با جریانات وابسته به حاکمیت بر علیه دانشجویان عضو انجمن های اسلامی آغاز می شود » تصادفا در اوج حملات خرداد 85 علیه انجمن پلی تکنیک توسط نهاد رهبری و بسیج ، منجر به بازداشت « یک سوسیالیست و یک کمونیست » عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی پلی تکنیک شد که علی رغم تمام اتهامات شما _ و تمام اعتقدات آنها که متفاوت با تفکرات انجمنهای اسلامی بود _ پیگیر رادیکالترین خواستهای دانشجوئی آن مقطع زمانی بودند و با زندان انفرادی و محرومیت از ادامه ی تحصیل در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد بیشترین هزینه را در آن مقطع برای دفاع از تشکلی که عضو آن بودند پرداخت کردند.
در قسمتی دیگر از اتهام پراکنی انجمن اسلامی آورده شده است که : « انجمن اسلامی امیرکبیر اما با صرف نظر از عملکرد غیراخلاقی دانشجویان موسوم به چپ و بدون توجه به تهدیدات ایشان، در راستای سیاست آزادی بیان برای همه تفکرها و برای اعلام یکپارچگی فعالین دانشجویی به نیروهای اقتدراگرا، از میان ۱۰ سخنران برنامه، ۲ سخنران را به دانشجویان چپ اختصاص داد. چرا که اگر بنا به ترس از این تهدیدات فوق الذکر بود، انجمن اسلامی امیرکبیر بایستی بسیار زودتر از این ها و در زمانه ای که گروهک فشار موسوم به انصار حزب الله در برهم زدن تجمعات یکه تازی می کرد، پای خود را از فعالیت سیاسی و مدنی کنار می کشید.»
برای ما جای تعجب است که انجمنهای اسلامی و دفتر تحکیم وحدت که تجسم عینی بی اخلاقی و سیاست بازی هستند ، صفتی را که خود شهره ی آن هستند حواله ی دیگر گروه ها دانشجوئی می کنند. میزان اخلاقگرائی این دو مجموعه در پروژه ی فرادانشگاهی « استیضاح سعید حیبی» از سمت دبر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت ، رفتار مغرضانه نسبت به دانشجویان زندانی چپ ، تقلب در انتخابات شورای مرکزی انجمن اسلامی پلی تکنینک و حذف دانشجویان با گرایش چپ از لیست نهایی منتخبان و اعلام فهرستی مغاییر با واقعیت _ و تامین کننده ی نظرات « لیدرهای غیر دانشجوی جنبش دانشجوئی!» _ به خوبی نمایان است. تاسف بارتر آنکه سیاست بازماندگان مجموعه ی انجمن اسلامی نسبت به دانشجویان دربند حتی از سیاست « حلوا خوران » گروه های اصلاح طلب در زیر تابوت فعالان سیاسی تندرو هم رقت بارتر است. آیا به دلیل آنکه دانشجویان در بند در انجمنهای اسلامی هم عضویت دارند فقط کسانی می توانند از آنان حمایت کنند که از انجمن اسلامی پلی تکنیک به عنوان نهاد انحصاری در این زمینه کسب مجوز کنند؟ در صورتی که انجمن اسلامی پلی تکنیک نسبت به دانشجویان در بند و اعضای خود چنین دیدی دارد باید واقعا برای آنان ابراز تاسف کرد.
انجمن سلامي از «تبليغات گسترده و شفاف» خود و پخش «تراكت هاي تبليغاتي به صورت مخفيانه و محدود و بدون هماهنگي با متولي تريبون از سوي دانشجويان سوسياليست» سخن مي گويد. شايد انجمن اسلامي انتظار دارد دانشجویان سوسیالیست پلی تکنینک روبروي چشم ماموران اتنظامات و حراست دانشگاه به پخش تراكت بپردازند؟
روز يكشنبه 29 مهر، يك روز قبل از برگزاري تريبون تنها دانشجويان سوسياليست پلي تكنيك بودند كه در بسياري از دانشكده ها و نيز در صحن دانشگاه اقدام به پخش گسترده تراكت كردند كه متاسفانه به دنبال اين اقدام برخي اعضاي شورای مرکزی انجمن اسلامي دانشجويان سوسياليست را به زد و خورد و مرافعه در روز تجمع و نيز معرفي به انتظامات دانشگاه تهديد كردند. پخش تراكت از سوي دانشجويان سوسياليست و دعوت از دانشجويان براي شركت در تريبون روز دوشنبه به معناي شركت مستقل در اعتراض به صدور احكام سنگين عليه سه دانشجوي پلي تكنيك صرف نظر از عضويت شان در هر تشكل و يا عقايد و تعلقات فكري آنها مي باشد. دانشجويان سوسياليست در اعتراض به سركوب جنبش دانشجويي از دانشجويان پلي تكنيك و ديگر دانشگاه ها دعوت كردند تا در تريبون آزاد روز دوشنبه شركت كنند. هيچ تهديدي «مبني بر برهم زدن تجمع انجمن اسلامي» از سوي دانشجويان سوسياليست صورت نگرفته و ما اصولا تجمع روز دوشنبه را تجمع انجمن اسلامي ندانسته اين تجمع را اعتراض هماهنگ و يكپارچه دانشجويان پلي تكنيك و ديگر دانشگاه ها عليه حاكميت ، پیرامون جريان صدور احكام سنگين _ درون و برون دانشگاهی _ عليه فعالين دانشجويي و علی الخصوص سه دانشجوی دربند محکوم شده به حبس طویل المدت مي دانيم.
انجمن اسلامی امیرکبیر ، در گزارش تجمع روز دوشنبه در سایت خود ، هیچ اشاره ای به حضور دانشجویان چپ در این تجمع نکرده و نه تنها از انتشار متن بیانیه دانشجویان چپ خودداری می کند که حتی از قرائت بیانیه های این دانشجویان نیز سخنی به میان نیاورده است. انجمن اسلامی امیرکبیر که خود را«معتقد به آزادی بیان و آزادی فعالیت طیف های مختلف فعالین دانشجویی» معرفی می کند ، چنین اقدامی را چگونه توجیه می کند و چطور بعد از نشان دادن این رفتار دانشجویان چپ را متهم به درج یکسویه ی اخبار تجمع در وبلاگهای خود می کند؟ شاید تمام مسئله در اینجاست که : « همه با هم برابرند اما بعضی ها برابرترند!»
انجمن اسلامي اميركبير مشی چندین ساله خود را «مبتنی بر رعایت اخلاق و دفاع از حقوق تمامی جریانات سیاسی» معرفی می نمایند اما حتی به بدنه ی دانشجوئی خود خیانت می کند و در حالی که در انتخابات دوره ی نهم ریاست جمهوری بیانیه تحریم انتخابات را منتشر می کند ، چند نفر از چهره های شناخته شده انجمن اسلامی در اتاق فکر ستاد انتخاباتی " یکی از استوانه های نظام" مشغول کار می شوند ، روزهای قبل از انتخابات با پیام کوتاه تلفن همراه دانشجویان را به رای دادن ترغیب می کنند و در پای صندوقهای رای _ با سرانگشتان آبی رنگ _ عکس یادگاری می اندازند. آیا این همان اخلاق مد نظر انجمنهای اسلامی است؟ اگر تعریف اخلاق سیاسی از نظر شما چنین است ما به هیچ وجه خود را معتد به اخلاقی که شما تعریف کننده و نماینده ی آن هستید پایبند نمی دانیم.
انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک از یک سو از احترام به تفکرات دانشجویان سخن میگوید و از سوی دیگر اندیشههای دانشجویان چپ را در « چهار چوب تنگ ایدئولوژی » میداند. ما در پاسخ به مانیفست کمونیست استناد میکنیم: « مارکسیسم ایدئولوژی نیست. مارکسیسم علم است. مارکسیسم سلاح طبقه کارگر برای مبارزه است.»
اگر انجمن اسلامی به دنبال چهارچوب تنگ می گردند بهتر است به چهارچوب تنگ منفعت طلبی ای که در آن گرفتار است دقت کند. چرا هنگام ملاقات شورای مرکزی انجمن اسلامی امیرکبیر با کروبی ، زمانی که شیخ اصلاحات با بیان اینکه " شاید یک مارکسیست این کار را کرده باشد " قصد کرد که برای نجات دانشجویان پناه آورده به دامانش ، دانشجویان مخالف خود را قربانی کند سکوت کردید ؟ آیا سکوت شما را باید عملی اخلاقی در راستای دفاع از حقوق فعالین چپ و به طور مشخص ، دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک ارزیابی شود ؟ آیا در آن هنگام با سکوت خود انجمن اسلامی پلی تکنیک را تصدیق کننده ی حرف کروبی نشان ندادید؟ آیا با سکوت خود به درستی ادعای خودتان مبنی بر جعل این نشریات توسط بسیج ، خط بطلان نکشیدید؟
برخلاف آنچه در اطلاعیه انجمن آمده ما « ایجاد تشکل مستقل دانشجویی» را نه راه رهایی بلکه اولین گام در راه مبارزات دانشجویی می دانیم .« چنین تشکلی خاستگاه ، مواضع و اهدافی کاملا مشخص و روشن دارد و مطالبات اصیل انسانی را پیگیری می کند .» ما هرچند خواستار اتحاد یکپارچه دانشجویان در مبارزه علیه حاکمیت هستیم بار دیگر اعلام می کنیم « تشکلی که در شرایط دشوار مبارزه در راه آزادی و برابری ، از اصول و مواضع خود دست بر می دارد و فرصت طلبانه به بهانه کاستن از فشار حاکمیت بر دانشگاه و برآورده ساختن مطالبات دانشجویان، وابسته به اصلاح طلبان درون حاکمیت و مدافع منافع آنان می شود ، شایستگی رهبری مبارزات رادیکال دانشجویی را ندارد» . از این رو از پیشنهاد انجمن اسلامی امیرکبیر مبنی بر برگزاری مستقل اعتراضات دانشجوئی استقبال کرده، از هم اکنون اعلام می داریم به نمایندگی از دانشجویان سوسیالیست کلیه دانشگاه های کشور ، مراسم 16 آذر را مستقلا _ در دانشگاهی که در نزدیکی زمان مراسم اعلام خواهد شد _ برگزار کرده و از همه دانشجویان آگاه و مبارز _ غیر وابسته و غیر انحصارگرائی _ دعوت می کنیم تا در این اعتراض حضور یابند . مسلما در مبارزات رادیکال و یکپارچه دانشجویان علیه ارتجاع حاکم ، جریانات و احزاب فرصت طلب هیچ جایگاهی نداشته و نخواهند داشت .
نقد جریانات چپ دانشجوئی
در این میان به عنوان بخشی از نیروهای چپ دانشجوئی بر خود لازم می دانیم که به نقد عمل سیاسی رفقای خود بپردازیم. مسلما از نظر ما نقد متقابل جریانات همسو ( از هر گرایش و طیفی ) به منظور کاهش اشتباهات و اعتلای جنبش چپ دانشجوئی از اهمیت بیشتری برخوردار است همانطور که « انتقاد از خود » را در مرحله ی بالاتر اهمیت نسبت به نقد دیگران در دستور کار خود داریم.
در روز تجمع 30 مهر 86 ما شاهد حضور بدنه ی جوان طیفهای مختلف چپ دانشجوئی در دانشگاه پلی تکنیک تهران بودیم و گرچه به درخواست دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک مهره های قوی و قدیمی تر جریان چپ دانشجوئی از حضور در مراسم خودداری کردند اما شاهد حضور دانشجویان چپ دانشگاه های تهران ، علامه ، شریف و ... بودیم.
متاسفانه نحوه عمل گروهی از این دانشجویان ما را بر آن می دارد که اینبار نقد خود را در فضای علنی نسبت به عمل سیاسی این گروه اعلام داریم.
از نظر ما « سوسیالیزم نظامی از ارزشها را ارائه می کند که تا کنون هرگز به طور کامل تحقق نیافته است، نه یک الگوی ساخته شده را که تا کنون در جائی از جهان به نمایش گذاشته شده باشد.» ارزشهایی که مستقیما برای برپائی انسانی ترین نظام جهانی ممکن تبیین شده اند. در طول حیات طبقه ی حاکم بر ایران ما شاهد نقض گستره و سیستماتیک حقوق اولیه و بنیادین انسانی ای هستیم که در طول تکامل اجتماعی انسانها ارزشگذاری شده اند. بنابراین وظیفه ی هر مبارز سوسیالیستی است که همگام با مبارزه در راه براندازی نظام غیر انسانی سرمایه داری جهانی به مبارزه در راه براندازی ساختار استبداد ی حکومتی که تحت اعمال قدرت مستقیم آن به سر می برد نیز همت گمارد. در یک کلام حفظ و حراست از انسانیت انسانها _ در هر گوشه از جهان و با هر گرایش فکری _ وظیفه ی تخطی ناپذیر تمام سوسیالیستهائی است که سوسیالیسم علمی را به عنوان ایدئولوژی خود برگزیده اند.
*تمام دانشجویان سوسیالیست باید پاسخ دهند چه اقداماتی برای دفاع از حریم دانشگاه _ به عنوان حداقل ها و عینی ترین وظیفه ی پیش روی هر فعال دانشجوئی انجام داده اند؟
* تمام دانشجویان سوسیالیست ایران باید پاسخ دهند که چه اقدامی برای افشای « پرژه ی جعل نشریات دانشجوئی » در دانشگاه پلی تکنیک به دست حاکمیت ، به منظور سرکوب بخشی از جنبش دانشجوئی انجام داده اند؟
*تمام گروه های چپ که صاحب رسانه ای هستند باید پاسخ دهند آیا قصد دارند رفتاری مطابق با بنگاه های دروغ پراکنی لیبرال در پیش گیرند یا تصمیم دارند مطابق با اخلاقی سوسیالستی در مقابل اخلاق بورژوایی قد علم کنند و به دفاع ار حقایق بپردازند؟
* دانشجویان چپ دانشگاه تهران باید پاسخ دهند چرا و براساس چه تحلیلی در اعتراضات دانشجویان دانشگاه تهران به حضور احمدی نژاد در این دانشگاه در 16 مهرماه 86 شرکت نکردند؟ مگر سوسیالیستها نباید پرچمدار رادیکالترین مبارزات ضد ارتجاعی باشند ؟
متاسفانه ما در اوایل پرژه ی سازمانیافته ی نهادهای امنیتی برای سرکوب جنبش دانشجوئی در پلی تکنیک شاهد سکوت و بی تفاوتی بعضی از طیفهای چپ دانشجوئی نسبت به این مسئله بودیم. اگر نقد ما به دفتر تحکیم وحدت و انجمن اسلامی پلی تکنیک این است که چشم خود را جز برای دیدن منافع و سرنوشت اعضای خود باز نمی کند خود بهتر از هر کس می دانیم که نخواهیم توانست این مشی چندین ساله را در این مجموعه ی غیر دموکراتیک تغییر دهیم اما ما خود را موظف می دانیم در صورت بروز چنین رفتاری از سوی طیفی از دانشجویان چپ ، برخوردی به مراتب شدیدتر و پیگیرانه تر داشته باشیم. گروه های چپ دانشجوئی به هیچ وجه حق ندارند همچون انجمنهای اسلامی و دفتر تحکیم وحدت از حمایت از دانشجویان دربندی که همسو با تفکراتشان نیستند ، خودداری کنند.
در 20 آذر ماه سال 85 ما شاهد حضور پرچم ارتجاع در دانشگاه پلی تکنیک تهران بودیم. رادیکالیسم پرداختن و در صورت لزوم کوبیدن بر ریشه هاست. چرا « چپ رادیکال » به عنوان تنها گروه دانشجوئی منسجم چپ در آن دوران از شرکت در اعتراض دانشجوئی در آن تاریخ خودداری کرد ؟ شعار « مرگ بر دیکتاتور » و « مرگ بر ارتجاع » شعار همیشگی دانشجویان « چپ رادیکال» در تمام اعتراضات دانشجوئی ای بوده است که در آن شرکت کرده است پس چرا و به چه دلیل در اعتراض به تجسم عینی ارتجاع و دیکتاتوری شرکت نکردند؟ آیا هنگامی که دیدید دانشجویان شرکت کننده _ اعم از چپ و راست _ در این اعتراض دانشجوئی پر اهمیت چه هزینه های سنگین و باورنکردنی ای در این رابطه پرداختند ، بر خود ندیدید که به حمایت گسترده و پیگیر از این دانشجویان اقدام کنید؟
این سوالات بخشهایی از نقد ما به سایر گروه های چپ دانشجوئی است که ما در رای گیری کلی اعضا ، تصمیم گرفته ایم به صورت علنی انعکاس یابد و ترجیح می دهیم قسمتهای دیگری از نقد خود را به صورت رو در رو با رفقا در میان بگذاریم.
در این بیانیه با باز شدن این بحث مایل هستیم به عملکرد گروه های غیر دانشجوئی در رابطه با اعتراض 30 مهرماه 86 نیز بپردازیم.
با تشدید جنون آمیز موج سرکوب دانشجویان پلی تکنیک و حساس شدن محافل بین المللی بر روی این مسئله ما شاهد آن هستیم که تمام گروههای سیاسی _ اعمم از چپ و راست _ تمام تلاش خود را برای چسبانیدن این اعتراضات دانشجوئی به گروههای مطبوع خود می کنند. رقابتی جنون آمیز میان کانالهای ماهواره ای ، رادیوها و سایتهای گروه های سیاسی خارج نشین برای پخش یکطرفه و دور از حقیقت وقایع و حقایق در گرفته است. دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک _ به عنوان بخشی از بدنه ی دانشجوئی حاضر در این اعتراض دانشجوئی _ این « اخبار» و « پوشش هدفدار خبری » را اقداماتی "فرصت طلبانه" و "خلاف شیوه عمل سوسیالیستی" ارزیابی کرده و مرزبندی قاطع و قطعی خود را با همه گروهها و جریانات فرصت طلب _ چه چپ و چه راست _ اعلام می دارد.
اگر قرار باشد رسانه های گروه های چپ نیز همانند رسانه های راست _ از صدای آمریکا گرفته تا روزنامه ی کیهان _ حقایق را قربانی مصالح کنند ، ما در کلام و عمل سیاسی تفاوتی میان دو گروه قائل نخواهم شد.
جریان دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک نه یک جریان خلق الساعه است و زائیده ی جریانی دیگر در دانشگاه پلی تکنینک. دانشجویان سوسیالیست چه قبل از قیام 57 و چه بعد از قیام 57 در دانشگاه پلی تکنیک حضور داشته اند و ما مفتخریم که بعد از بیش از یک دهه سرکوب گسترده و سازماندهی شده ی چپ توسط حاکمیت ایران ، در مرحله ی جدید فعالیت چپ در دانشگاه اولین گروهی هستیم که گام بلند و محکم « سازمادهی» چپ دانشجوئی در پلی تکنیک را برداشته ایم.
افق ما چیزی فراتر سازماندهی صرف دانشجویان مبارز در دانشگاه پلی تکنیک است. هدف اصلی ما پیرامون یک اتحاد سوسیالیستی در سرتاسر دانشگاه های ایران است و تمهیدات لازم برای شروع علمی و قدرتمندانه ی این پروژه را فراهم کرده ایم. علی رغم آنکه خود را در مرحله ای از بلوغ سیاسی می بنیم که از ورود در ائتلافها ی تامین کننده ی نظرات خود ابائی نداریم اما تا رسیدن به اهداف میان مدت خود طرحی برای پیوستن به گروه ها و جریانات سالم _ چه برسد به ناسالم _ قویتر نداریم.
درودهای رفیقانه ی خود را به تمام افراد و گروه ها دانشجوئی و غیر دانشجوئی که به هر طریقی از ما حمایت کردند ، تقدیم می کنیم و صادقانه از همه ی آنها تقاضا داریم دغدغه ها و خطوط قرمز ما را درک کرده و بدانها احترام گذارند.
به زودی با آزاد شدن دانشجویان دربند رژیم تمام افراد و گروه هایی که ضعفها ، اشتباهات ، احرافات و اقتدارگرائی خود را پشت اعتبار این دانشجویان و همدردی انسان دوستانه ی افکار عمومی نسبت به سرنوشت این عزیزان پنهان کرده اند رسوا خواهند شد. در آن زمان احتملا دیگر خبری از نفرین این و آن آفرین آن نخواهد بود و ما خوب می دانیم که فضای واقعی و اصلی فعالیت ، آن زمان است و از چرخش توجهات عمومی نسبت به این دانشگاه در آینده متعجب نخواهیم شد زیرا که خود را جریانی محدود به یک دانشگاه و شرایط خاص نمی دانیم.
در پایان اعلام می داریم تنها صحت اخبار و اطلاعاتی درباره ی ما و از دید ما مورد تایید است که از وبلاگ و پست الکترونیک رسمی دانشجویان سوسیالیست که در ذیل این بیانیه خواهد آمد ، منتشر گردد.
زنده باد آزادی و برابری
دانشجویان سوسیالیست پلی تکنینک تهران
روز شنبه مهدی الله یاری مشغول پخش نشریه دانشجویی طلوع که دارای مجوز از وزارت علوم می باشد بود که توسط حراست دانشگاه صنعتی شریف بازداشت شد. بعد از نگهداری ایشان به مدت چندین ساعت در اتاق حراست این دانشگاه با هماهنگی های انجام گرفته با وزارت اطلاعات قرار بر این شد که وی روز یکشنبه برای بازجویی به وزارت اطلاعات برود.
روز یکشنبه وی با مراجعه به وزارت اطلاعات مورد بازجویی قرار گرفت و بعد از چند ساعت آزاد شد. گزارشات رسیده حاکی از آن است که در دانشگاه های تهران خصوصا دانشگاه شریف با هماهنگی های انجام گرفته بین حراست و نهاد ها امنیتی برخورد با فعالان دانشجویی خصوصا دانشجویان چپ گرا تشدید شده است. لازم به ذکر است نشریه طلوع که گرایشات چپ گرایانه دارد اولین شماره خود را منتشر کرده است .
از گذشت دوره اصلاحات و رفع توهم مردم نسبت به اصلاح حکومت از بالا و متعاقبا رشد جنبش های اجتماعی از پائین حاکمیت نیز برخورد خود را با فعالین تغییر داده و تهاجم گسترده و همه جانبه ای در راستای سرکوب این اعتراضات تدارک دیده است.
صدور احکام سنگین و کم سابقه زندان برای منصور اسالو و دلارام علی از جدیدترین نشانه های پروژه سرکوب حاکمیت است. این دو تن هزینه پیگیری حقوق صنفی و مدنی و پیشبرد مطالبات دموکراتیک جامعه را در حالی می پردازند که دیگر فعالین کارگری، زنان، معلمان و دانشجویان هر روزه احضار و در دادگاه های فرمایشی محکوم می شوند.
شگفتا که حاکمیت این درس تاریخی را فراموش کرده، که در نبرد مردم تحت ستم با دولت های استبدادی پیروز همواره مردم بوده اند. حاکمیت با تهدید، زندان، ترور و اعدام راهی به پیش نمی برد و باید بداند که مطالبات آزادی خواهانه و برابری طلبانه طبقه کارگر و مردم تحت ستم با قدرت به پیش خواهد رفت.
ما گروه ها و تشکل های زیر ، صدور حکم 5 سال حبس تعریزی برای فعال کارگری منصور اسالو و دو سال و نیم حبس تعزیری برای فعال زنان و حقوق کودکان دلارام علی، را محکوم کرده و خواستار لغو فوری این احکام هستیم.
انجمن بدون مرز
سلام دمکرات
سندیکای کارگران نقاش و تزئینات ساختمان
دانشجویان چپ کارگری دانشگاه های تهران
دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری
نشریه دانشجویی بذر
فعالان جنبش کارگری
جمعی از کارگران شرکت واحد
مسئولین دانشگاه علامه طباطبایی در راستای اعمال فشار بیشتر بر دانشجویان این دانشگاه، تصمیم به کاهش طول سنوات تحصیلی گرفته اند. این اقدام، زمینه سازی برای اخراج بسیاری از دانشجویان می باشد و مسئولین این دانشگاه قصد دارند با ایجاد قوانین و محدودیت های جدید، اخراج دانشجویان را قانونی جلوه دهند.
عبدالله شفیع آبادی، معاون آموزشی دانشگاه علامه طباطبایی گفت : دانشگاه علامه طباطبایی در تلاش است، طول سنوات تحصیلی را کاهش دهد. وی افزود : دانشگاه علاقمند است تا با دانشجویانی که فرصت تحصیلی شان به پایان می رسد، نهایت همکاری را داشته باشد اما در عین حال هیچ گاه نمی خواهیم دانشجویی بیش از حد مجاز صندلی اشغال کند.
لازم به یادآوری است طی روزهای گذشته نیز مسئولین دانشگاه علامه برای فشار بر دانشجویان امضا کننده طومار هزار امضایی بر ضد حسام الدین شریعتی رییس این دانشگاه، به تهدید و ارعاب دانشجویان امضا کننده روی آورده اند.
دانشجويان آگاه پليتکنيک
چندي است که سايه شوم کودتاي فرهنگي بر سر دانشگاه سنگيني ميکند. توقيف نشريات دستگيري فعالين دانشجويي، ممنوع الورود کردن دانشجويان فعال، تعليق کانون هاي فرهنگي هنري ... اين همه نقطه ي عطفي است در پروژه ننگين حاکميت. اين پروژه با حضور احمدي نژاد در مسند قدرت و يکدست شدن حاکميت و روي کار آمدن روساي انتصابي بابازنشسنگي اجباري اساتيد منتقد، اعمال محدوديت بر فعاليت هاي فرهنگي هنري، تضعيف نقش شوراهاي صنفي دانشگاه، احکام سنگين کميته سرکوب دانشگاه، ستاره کردن دانشجويان فعال و جلوگيري از ادامه تحصيل آنها و ايجاد فضاي پليسي در دانشگاه کليد خورد. اما ظاهراً همه اين ترفندها براي سرکوب دانشگاه هنوز خواست حاکميت را برآورده نساخته است.
هنوز دانشگاه اسلامي نشده است. هنوز صداي مخالف از دانشگاه به گوش مي رسد. برگزاري مراسم 16 آذر در دانشگاه هاي سراسر کشور و در پي آن مفتضح شدن رييس دولت اسلامي در پلي تکنيک بيانگر بي نتيجه بودن اقدامات سرکوبگرانه بود. به تدريج سرکوبگران به اين نتيجه مي رسند که بايد به شديدترين شکل با دانشگاه برخورد کنند، انتشار نشريات جعلي توسط عوامل اطلاعاتي و بسيج حلقه ديگري از زنجيره سرکوب است.
توقيف غير قانوني نشريات ممنوع الورود کردن دانشجويان فعال بازداشت دو تن از دانشجويان و احضار 25 تن از دانشجويان به کميتهي سرکوب پيامد اين اتفاق ها است. اتفاقات چند روز اخير نشان از کشيده شدن جنگ قدرت بين اصلاح طلبان و اصول گرايان به دانشگاه است.(در مواضعي که از سوي روزنامه هاي اين دو جناح کيهان و اعتماد ملي پيرامون وقايع اخير اتخاذ شده تامل کنيد.)
پلي تکنيک به عنوان پايگاه مهم اصلاح طلبان محل مناسبي براي اين جنگ قدرت است اصلاحطلباني که خود از مجريان اصلي انقلاب فرهنگي پيشين بودهاند و اينک انقلاب فرهنگي را در تضاد با منافع خود ميبينند. بيانيههاي شاخهي دانشجويي جبههي مشارکت و سازمان مجاهدين انقلاب و موضعگيري انجمن اسلامي دانشگاه از يک سو و رويکرد حاميان احمدينژاد و روزنامهي کيهان و بسيج از سوي ديگر صفبندي اين دو جناح مقابل يکديگر در اين جريان است. در اين ميان دانشجويان آگاه بايد با دوري جستن از دعواي جناحين، در پي طرح مطالبات واقعي خود باشند و با در نظر داشتن دانشگاه به عنوان بخشي از جامعه (و نه جداي از آن) مطالبات و اعتراضات خود را به سطح دانشگاه محدود نکنند و از اين حربهي حاکميت در منحرف ساختن توجه دانشجويان از جنبشهاي اعتراضآميز مانند جنبش کارگران و معلمان و جلوگيري از همبستگي اين جنبشها آگاه باشند. همزماني اين جريانات را با اول ماه مه (روز جهاني کارگر) و اعتصابات معلمان در نظر آوريد.
حاکميت با متشنج کردن فضاي دانشگاههها وبهره برداري از آن، در پيادهسازي پروژهي کودتاي فرهنگي موفقتر خواهد بود و خواستار ملتهب شدن فضاي ديگر دانشگاهها ميباشد. بنا بر اين دانشجويان بايد با جلوگيري از کشانده شدن اين درگيريها به ساير دانشگاهها، در پليتکنيک به اعتراضات راديکال خود ادامه دهند. و در مقابل کودتاي فرهنگي متحد شوند.
خواستههاي ما در اولين گام چنين است:
1. آزادي فعالين دانشجويي در بند
2. انحلال کميتهي سرکوب (شوراي انضباطي دانشگاه)
3. حق برپايي تشکلهاي مستقل دلنشجويي
4. تعطيلي نهادهاي غير دانشجويي مستقر در دانشگاه
5. برچيده شدن فضاي پليسي دانشگاه
6. لغو توقيف نشريات دانشجويي
7. رفع تعليق فعاليت کانونهاي فرهنگي و هنري
زنده باد آزادی و برابری
دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک
اعتراض دانشجویان فرانسوی به اقدامات سارکوزی :دانشجویان فرانسوی: نمیخواهیم دانشگاهها تجاری شود در پی اعتصابات گسترده به اقدامات دولت سارکوزی در فرانسه اکنون نوبت دانشجویان این کشور است تا در برابر اصلاحات سارکوزی واکنش نشان دهند.
ادامه مطلب
وكيل مدافع دلآرام علي (از متهمان پروندهي تجمع 22خرداد) گفت: صبح امروز با مراجعه به قوه قضاييه و دفتر سخنگوي مطلع شدم كه دستور توقف اجراي حكم موكلم براي بررسي مجدد پرونده صادر شده است.
نسرين ستوده در گفتوگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، اظهار داشت: پيش از اين موكلم در نامه اي به رييس قوه قضاييه توقف اجراي حكم خود را خواستار شده بود.
وي افزود: يكي از ايرادات وارد بر حكم صادره اين است كه اين حكم حتي به رويت موكلم نرسيده و پيش از آن تماسي از اجراي احكام گرفته شده تا موكلم خود را معرفي كند و موكل تنها طبق اعلام كارمند اجراي احكام از محتويات حكم تجديد نظر خود مطلع شده است.
به گزارش ايسنا، دلآرام علي از سوي شعبهي 15 دادگاه انقلاب به دو سال و 10 ماه حبس تعزيري و ده ضربه شلاق محكوم شده بود كه شعبهي 36 دادگاه تجديد نظر دو سال و شش ماه از حبس وي را مورد تاييد قرار داد.
مجمع دانشگاهيان آذربايجاني اعلام مي دارد با توجه به وضعيت بحراني کشور و تأکيد صريح مقامات کشوري در جهت تحقق شعار "اتحاد ملي و انسجام اسلامي"، چنين برخوردهايي نافي منافع ملي کشور بوده و باعث گسترش حرکتهاي غيرمدني و گسست اتحاد ملي خواهد شد. از اينرو اين مجمع خواستار آزادي سريع فعالين مدني آذربايجان بوده و نسبت به عواقب ناشي از اين دستگيريها هشدار مي دهد.
جنبش دانشجویی دانشگاه امام رضا
بنا به اخبار رسیده به "آوای دانشگاه" تمام دانشجویان بازداشت شده چند روز اخیر به بند ۲۰۹ زدان اوین منتقل شده اند.
بهنام سپهرمند، دانشجوی دانشگاه تهران و مازیار سمیعی، دانشجوی دانشگاه علامه، علی عزیزی، آرمان صداقتی و پدرام رفعتی، سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر، طی ده روز اخیر بازداشت و همگی به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده اند.
اخبار و گزارشات تاید نشده نیز مبنی بر بدرفتاری و شکنجه دانشجویان زندانی منتشر شده است که موجب نگرانی خانواده های آنان گشته است. در همین زمینه علی رضا آوایی، رئیس دادگستری استان تهران، پس از انتشار این اخبار، موفق شد مجوز بازدید هیئت حقوق شهروندی قوه قضاییه را از این بند، دریافت نماید. با تمام این وجود خانواده دانشجویان دستگیر شده به شدت نگران بدرفتاری با فرزندان خود در بند ۲۰۹ زندان اوین هستند.
ناصر زرافشان
موضع من در برابر جمهورى اسلامى روشن است اما ميخواهم بهكسانى كه چنين تصوّر خطايى دارند يادآور شوم كه طرفهاى درگير در اين ماجرا فقط حكومت آمريكا و جمهورى اسلامى نيستند. در اين كشمكش طرف سومى هم وجود دارد كه گويا قرار است قربانى دست و پا بستهى اين كشمكش باشد، گرچه مالاً پرداخت هزينهها و تحمل زخمها سهم او است نه سهم هيچيك از دو طرف ديگر. اين طرف سوم مردم ايران هستند و من ميكوشم از موضع اين طرف سوم بهماجرا نگاه كنم.
ادامه مطلب
دولت امريکا هر روز شديدتر بر طبل جنگ مي کوبد. اخبار، تفسيرها و اظهار نظرهاي ضد و نقيضي در اينباره هر روز منتشر ميشود. خواه اين اخبار و اظهار نظرها واقعي و حاکي از تحولات جاري و مقدمه و نشانه يک جنگ واقعي باشد و خواه بخشي از جنگ رواني باشد که مدتهاست جريان دارد، در هر حال يک چيز مسلم است : شرايط جاري شرايط عادي نيست که بتوان با اطمينان خاطر احتمال وقوع جنگ را رد کرد. اگر ما از آن مردم وارفته و بي خيالي باشيم که بي اعتنا به همه آنچه جريان دارد سر در لاک زندگي روزمره فروبرده و فقط با صداي بمب ها و موشک ها متوجه مي شوند جنگ شروع شده است، در آنصورت بايد بهاي سنگيني براي اين رفتار بپردازيم. مردم عراق و وضعيت آنها را در ماههاي پيش از حمله به عراق و فاجعه اي را که بر سر آنها نازل شد بياد آوريد. پس از آنکه جنگي درگيرد، حرف زدن و چيز نوشتن درباره بهاي سنگين آن بيهوده است. امروز بايد اين کار را کرد. بايد به خود آئيم، لااقل در اين زمينه به وحدت عمل دست يابيم و مصائب غيرقابل وصف جنگ و ضرورت مبارزه براي جلوگيري از آنرا براي مردم و جامعه روشن کنيم. در خود امريکا در حال حاضر جنبش ضد جنگ، از کشور ما که قرباني يک چنين جنگ احتمالي خواهد بود، گسترده تر و جدي تر است؛ تا آنجا که مخالفان حمله به ايران، طي فراخواني از فرماندهان بلندپايه و تمامي پرسنل ارتش امريکا دعوت کرده اند که با آنها همصدا شوند و عليه چنين جنگي به مخالفت و مقاومت برخيزند. مقاله زير درباره اين فراخوان و وضعيت عمومي جنبش مقابله با جنگ عليه ايران است که در مجله نيشن منتشر شده است که ترجمه فارسي آنرا مي خوانيد.
ناصر زرافشان
آبان 86
چگونه ارتش مي تواند مانع حمله به ايران شود؟
جرمي بريچر و برندان اسميت
گاهي تاريخ – و ضرورت – کارهاي عجيب و شگفت آوري مي کند. ستاد کل آلمان، لنين را به روسيه منتقل کرد تا انقلابي را رهبري کند. رونالد ريگان که دشمن صلبي اتحاديه هاي کارگري بود، در ايجاد اتحاديه همبستگي لهستان نقش پدر خوانده را بازي کرد. به همين اندازه تعجب آور – اما شايد به همين اندازه هم ضروري – مخاطبين فراخوان تازه اي هستند که به وسيله دانيل الزبرگ، سيندي شيهان، آن رايت و بسياري ديگر از رهبران جنبش صلح امريکا امضا شده است :
" توجه. روساي ستاد مشترک و کليه پرسنل نظامي امريکا : به ايران حمله نکنيد."
ادامه مطلب
کیوان امیری الیاسی
جدا کردن فعالین جنبش دانشجویی از بدنه ی این جنبش از راهکارهای اصلی حاکمیت برای ایجاد مانع در مقابل تشکل یابی دانشجویان است. حاکمیت از طریق ایجاد محدودیت برای فعالین دانشجویی در محل تحصیل و فعالیت شان و یا از طریق خارج کردن آن ها از محیط تحصیل و زندگی (اخراج، تعلیق از تحصیل و ممنوعیت ورود به خوابگاه) امکان برقراری ارتباط با دیگر دانشحویان را به حداقل میزان ممکن کاهش می دهد. در مجموع در شرایط فعلی به واسطه ی موفقیت حاکمیت در اعمال سرکوب سیستماتیک جنبش دانشجویی به مانند سایر جنبش های اجتماعی (به خصوص کارگری و زنان) در موقعیت افول قرار گرفته است. در این شرایط حتی دانشجویان دانشگاه های مختلف از اوضاع یکدیگر بی اطلاع هستند.
ادامه مطلب


