تبليغاتX
آوای دانشگاه

 

در پی صدور احکام حبس تعزیری برای ۳ دانشجوی زندانی دانشگاه پلی تکنیک (احسان منصوری ، احمد قصابان و مجید توکلی، از سوی دادگاه انقلاب به ترتیب به تحمل 2 ،5/2 و 3 سال حبس تعزیری محکوم شدند.) دیروز چهارشنبه ۲۵ مهر دانشجویان در دانشگاه پلی تکنیک دست به تجمع اعتراضی زدند. 

دانشجویان با همراه داشتن عکس های ۳ دانشجوی زندانی و هم چنین  پلاکاردهایی  که بر روی آن ها شعار هایی از قبیل: " دانشجوی زندانی آزاد باید گردد"،" ما خواستار رفع توقیف از نشریات دانشجویی هستیم"، "ما خواستار لغو احکام تعلیق دانشجویان هستیم"، دیده می شد به احکام صادره اعتراض کردند.

بسیاری از دانشجویان پلی تکنیکی معتقدند که حاکمیت در صدد انتقام گرفتن از اعتراض این دانشجویان در جریان بازدید احمدی نژاد از دانشگاه پلی تکنیک است.

این تجمع با هدف اطلاع رسانی هر چه بیشتر و ایجاد امکان برای تجمعات گسترده تر انجام شده بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 10:57  توسط دانشجوی شریف  | 

انجمن های اسلامی، دانشجویان مستقل و مخالفان خود را سانسور می کنند

 

بنا به اخبار رسیده به آوای دانشگاه، ظهر امروز یکی از دانشجویان دانشگاه شریف پس از هماهنگی با مسئول برد انجمن اسلامی، اقدام به نصب گزارش آوای دانشگاه درباره ی سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه تهران و نا آرامی های این دانشگاه روی برد انجمن اسلامی کرد.

در این گزارش به همکاری انجمن اسلامی دانشگاه تهران با بسیج دانشجویی این دانشگاه اشاره شده بود:"در ادامه ملكان عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي اين دانشگاه با بيان اين‌كه مي‌خواهيم با گفتمان حرف‌هاي خود را به رييس جمهور برسانيم. خواهان اتمام تجمع شد. ....اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران که در سخنانی به تایید جمهوری اسلامی و دفاع از اسلامیت نظام پرداختند و نظام را اصلاح پذیر نامیدند که مورد اعتراض عموم دانشجویان قرار گرفت. در ادامه مجید شیخ پور از دانشجویان تازه آزاد شده پلی تکنیکی طی سخنانی گفت: "از نظر ما برگزار کنندگان این تریبون(اعضای انجمن سنتی)، خود منتسب حاکمیت هستند و نه نمایندگان دانشجویان." اعضای انجمن اسلامی سنتی دانشگاه تهران در پاسخ به این اظهارات این دانشجوی دانشگاه امیرکبیر با ضرب و شتم مجید شیخ پور او را پایین کشیدند و میکروفون را از دستش گرفتند. که در این میان متاسفانه دهان و دندان شیخ پور آسیب دید."

با گذشت دقایقی از خبر رسانی به دانشجویان فردی به نام "علی عبدی" (از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه شریف) که از خبر رسانی مستقل دانشجویان خشمگین شده بود، در مقابل چشمان حیرت زده ی دانشجویان، اخبار نصب شده روی برد انجمن را پاره کرد. این عضو انجمن اسلامی با عصبانیت تمام اعلام می کرد که حاضر نیست توهین به انجمن اسلامی را تحمل کند. زمانی که دانشجویان در مورد وابستگی انجمن شریف به طیف سنتی دفتر تحکیم وحدت سوال کردند او ترجیح داد سکوت کرده و به سوالات آنان جواب ندهد. دانشجویان شریف هنوز فراموش نکرده اند که بهار امسال در حالی که انجمن اسلامی پلی تکنیک تخریب و به انتخابات انجمن اسلامی دانشگاه علامه حمله شد انجمن اسلامی دانشگاه شریف آزادانه به برگزاری انتخابات پرداخته و در عین حال با شیطنت تمام به تعطیلی نشریه ی دانشجویی آفتابکاران (متعلق به دانشجویان چپ دانشگاه شریف) کمک کرد.(1) همچنین پیش از این شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه شریف ضمن مصوبه ای ورود یکی از دانشجویان چپ دانشگاه شریف به دفتر این تشکل را ممنوع اعلام کرده بود.

در شرایط فعلی که جنبش دانشجویی طی یک ساله گذشته متحمل فشارها و سرکوب گسترده ای شده است، تعدادی از انجمن های اسلامی دانشگاه ها با انجام وظیفه به عنوان بال دانشجویی اصلاح طلبان دوخردادی، مانع از اتحاد دانشجویان برای مقابله با سرکوبگران می شوند.(2) آیا زمان آن نرسیده است که با اقدام متحدانه ی خود در افشا و طرد این جریانات غیر دانشجویی (که جزئی از دستگاه سرکوب حاکمیت هستند) بکوشیم؟

پی نوشت:

1)  بنا به اخبار رسیده اعضای انجمن اسلامی دانشگاه شریف پس از چاپ شماره ی دوم نشریه ی آفتابکاران به مسئولین دانشگاه مراجعه کرده بودند و نسبت به ادامه ی انتشار این نشریه عجز و لابه سر داده بودند. لازم به یادآوری است که حسین بابایی، مدیر مسئول نشریه ی آفتابکاران، به دلیل انتشار این نشریه و به اتهام دعوت به اغتشاش و نشر مقالات توهین آمیز(به مقدسات!) به یک ترم تعلیق از تحصیل محکوم شده بود.

2)     از آن میان می توان به انجمن های اسلامی دانشگاه های تهران، شریف و چمران(اهواز) اشاره کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 13:12  توسط دانشجوی شریف  | 

با توجه به شایعاتی که در دانشگاه اصفهان پخش شده است بیم آن می رود که ۳ تن از کشته شدگان در جنگ ایران و عراق ظی شبهای قدر در این دانشگاه دفن شوند.

پیش از این نیز در چندین دانشگاه کشور شاهد اتفاقات مشابهی بوده ایم که به عنوان مثال می توان به وقایع اسفند ۸۴ دردانشگاه شریف اشاره کرد. در این واقعه نیروهای انصار حزب الله به دانشگاه هجوم آوردند و دانشجویان را مورد معترض را مورد ضرب و شتم قرار دادند. آن چه که مسلم است این گونه اقدامات با هدف سرکوب و گسترش کنترل بر دانشگاه و جنبش دانشجویی انجام می شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 6:19  توسط دانشجوی شریف  | 

19 سال از کشتار زندانيان سياسي در سال 1367 گذشت!

 

19 سال از کشتار زندانيان سياسي در تابستان 67 مي گذرد و ما همچنان در انتظار روزي هستيم که کميته هاي حقيقت ياب و دادگاه هاي مردمي ضمن تحقيق و جمع آوري اطلاعات، با روشن ساختن تمام ابعاد اين جنايت ضد بشري، نسبت به مجازات آمران و عاملان آن اقدام کنند.

پس از پايان جنگ و پذيرش قطع نامه ي 598 از سوي حکومت اسلامي، شکسته شدن اتوريته ي کاذب نظام، فرار سربازان از جبهه، بحران هاي اقتصادي و اجتماعي گسترده و پيش بيني گسترش جنبش هاي اجتماعي در سال هاي پس از جنگ، حکومت اسلامي که از موج جديد اعتراضات و اعتصابات مردمي در هراس بود، طي ماه هاي مرداد و شهريور 67 به اعدام گسترده ي هزاران زنداني سياسي پرداخت.

اين زندانيان سياسي که شکنجه و زندان هاي طولاني مدت و همچنين روزهاي خفقان آور  دهه ي 60 را از سر گذرانده بودند، متشکل شده و زندان را به مدرسه ي مبارزه تبديل کرده بودند، تجربيات مبارزاتي ذيقيمت آنها را قادر مي ساخت که پس از آزادي از زندان  با کمک به سازماندهي اعتراضات و اعتصابات مردمي به اپوزيسيون قدرتمندي براي حکومت اسلامي تبديل شوند. بيهوده نبود که کشتار آنان با سراسيمگي و عجله ي وصف ناشدني تحت مانور تبليغاتي حکم قتل سلمان رشدي  و پذيرش قطعنامه 598 ، به بهانه ي حمله ي «مجاهدين» به شهرهاي غربي کشور انجام گرفت. زندانيان در دادگاه هاي چند دقيقه اي تفتيش عقايد به جرم اعتقاداتشان به اعدام محکوم شدند. در ميان اعدام شدگان بسياري در حال گذراندن دوران محکوميت خود بودند؛ دوران محکوميت شمار زيادي از آنان به پايان رسيده بود و شماري از آزادشدگان دوباره فراخوانده شدند تا به جوخه هاي آتش سپرده شوند. ابعاد اين جنايت ضد بشري به دليل سانسور شديد خبري و گستردگي آن در سراسر کشور هنوز روشن نيست؛ اما آنچه که مسلم است به قتل رسيدن حداقل 5000 نفر زنداني سياسي در زندان هاي مختلف حکومت اسلامي است.

زندان، شکنجه و اعدام از ازل در جامعه بشري نبوده و نبايد تا ابد وجود داشته باشد. زندان، شکنجه و اعدام و به طور کلي پديده ي سرکوب را جز در پرتو مبارزه ي طبقاتي، به عنوان وسيله اي براي به شکست کشانيدن جنبش طبقات تحت سلطه نمي توان درک کرد. واضح است که جامعه در تمام لحظات در شرايط بحراني و انقلابي قرار ندارد، بنابراين حاکمين سرمايه براي حفظ مناسبات اسارات بارشان تمام تلاش خود را صرف خارج کردن بخش زيادي از فعالين سياسي طبقات محروم از عرصه ي مبارزه ي طبقاتي بالفعل و تغيير توازن قوا مي کنند. حکومت ها خوب مي دانند که جز با نيروي انسان هاي متشکلي که با عمل آگاهانه ي جمعي شان براي براندازي مناسبات سرمايه داري تلاش مي کنند، نمي توان جهاني آزاد ساخت. درست به همين دليل با زنداني و اعدام کردن افراد با تجربه و پرتحرک سازمان هاي سياسي مخالف، سعي در انهدام آن سازمانها و ساير تشکلهاي مردمي دارند. زندان و اعدام کردن مخالفين علاوه بر حذف فيزيکي آنان، با هدف ايجاد و گسترش هراس در جامعه و به خصوص در ميان طبقات تحت ستم دنبال مي شود. هدف در هم شکستن اعتماد به نفس توده هاست، همه بايد آن گونه که حاکمان مي خواهند بيانديشند و زندگي کنند.

کشتار زندانيان سياسي در تابستان 67 اولين و آخرين کشتار دگرانديشان، کمونيست ها و نيروهاي مترقي در ايران و جهان نبوده است.  طي قرن گذشته در بسياري نقاط دنيا و از آن جمله در کشورهاي آسيايي و آمريکاي لاتين، نظام جهاني سرمايه ديکتاتورها را تحت عناوين مختلف مامور کشتار کمونيست ها و دگرانديشان کرده است. در ايران کشتار هزاران انسان طي مدت کوتاهي در تابستان 67، به دنبال حدود يک دهه سرکوب عنان گسيخته  و برقراري حکومت نظامي- پليسي اسلامي و به خصوص کشتار خونين دهه ي 60 روي داد. آزادي خواهان و فعالين جنبش کمونيستي، با به زندان افتادن و تحمل شکنجه هاي طاقت فرسا، و در نهايت با از دست دادن جانشان تاوان سرافرازي جنبشي را پس دادند که براي جهاني بهتر و انساني تر مبارزه مي کرد. از آن جا که زندان، شکنجه و اعدام يکي از ابزارهاي طبقات حاکم در مبارزه عليه طبقات فرو دست است، تا زماني که اردوي کارگران در برابر مناسبات سرمايه قد علم کرده است، تکرار چنين جناياتي در ايران يا هر گوشه اي از دنيا عجيب نخواهد بود. چنان که کشتار 67 ، با قتل هاي زنجيره اي دنبال شد، و امروز هم حکومت اسلامي با اصرار براي ادامه ي بازداشت محمود صالحي که در وضعيت وخيم جسمي به سر مي برد هدفي جز گرفتن جان او را دنبال نمي کند. براي پايان دادن به اين جنايات ضد بشري بايد مجموع مناسبات سرمايه داري و ديکتاتوري حامي اين مناسبات را هدف قرار داد. اولين گام در جهت پايان دادن به جنايات ضد بشري چون کشتار زندانيان سياسي در تابستان سال 67، لغو «مجازات اعدام» است. مجازات اعدام نشانه ي بيماري سازمان جامعه اي است که وسيله ي دفاعي اش جلاد است. جنبش طبقه ي کارگر به جاي انتقام جويي و ستايش جلاداني که با اعدام جنايتکاران راه را براي ظهور جانيان جديد باز مي کند به طور جدي براي تغيير سيستمي مبارزه مي کند که چنين جنايت هايي را به وجود مي آورد.

ياد جانباختگان راه آزادي و سوسياليسم بايد زنده نگاه داشته شود، پرونده ي کشتارهاي خونين دهه ي 60 بايد گشوده باقي بماند؛ بايد گشوده بماند اما نه در نهادهاي جهاني حقوق بشري که بر حسب منافعشان نسبت به آن چه در ايران اتفاق افتاد سکوت کرده و مي کنند و به دليل سرشت ذاتي شان سرانجام خون قربانيان اعدام هاي تابستان 67 را پاي ميز مذاکره معامله مي کنند؛ بايد  ياد ازخودگذشتگي و دلاوري جانباختگان قتل و عام 67 زنده بماند در قلب هاي ما، در مشت هاي گره کرده ي ما، در وجدان هاي آگاه  مردم جهان و در همبستگي و مبارزه ي جهاني ما، تا آن روزي که در دنيايي آزاد به اين جنايات رسيدگي شود. در آن روز تک تک زندانيان سياسي و يا بازماندگان آنان مي توانند از لحاظ حقوقي و قانوني براي پيگيري مجرمين و جنايتکاراني که آنان را دستگير و شکنجه کرده، به زندان انداخته و بخش زيادي از آنان را به قتل رسانده اند، اقدام کنند.

اما حکومت سرمايه داري حاکم علاوه بر آسيب هاي بازگشت ناپذيري که به زندانيان سياسي، خانواده ها و بازماندگان آن ها وارد کرده است، مرتکب جنايت عليه بشريت نيز شده است. قتل سيستماتيک مخالفين سياسي طي دهه ي 60 و به خصوص در سال 67، کشتار جمعي و جنايت عليه بشريت محسوب مي شود و مشمول مرور زمان نمي شود، بنابراين حکومت اسلامي علاوه بر پاسخگويي در برابر تک تک قربانيان بايد پاسخگوي تاريخ و جامعه ي انساني هم باشد.

کشتار زندانيان سياسي در سال 67 نمادي از جنايات ضد بشري حکومت اسلامي و نظام جهاني سرمايه است. «خاوران» سند افشاگر اين جنايات است؛ بنابراين تلاش براي زنده نگاه داشتن ياد جان باختگان راه آزادي و سوسياليسم در تابستان 67 و حفظ سندي به نام «خاوران»، جزئي از مبارزه ي بي امان براي جهاني است که در آن اثري از اعدام، شکنجه و زندان نيست. «خاوران»، زمين مهرباني که هزاران تن از زيباترين فرزندان آفتاب و باد را در خود جاي داده ، نه خصم حکومت اسلامي که انکار اين حکومت است. بنابراين در شرايطي که مي خواهند سکوت را به ما تحميل کنند بايد از «خاوران» گفت و از کشتار 67 نوشت. ستم واقعي را بايد با آگاه کردن مردم از آن، ستمگرانه تر سازيم، ننگ را بايد با افشاي آن ننگين تر کنيم. «خاوران» را مثل هر قلمرو ديگري از جامعه ي ايران بايد چون لکه ي ننگ اين جامعه نشان دهيم. بايد اين روابط واپسگرايانه را واداريم تا با ساز خود برقصند!

چپ کارگری دانشگاه های تهران

دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک

نشریه ی میلیتانت

هیئت تحریریه سایت سلام دموکرات

1386/6/9

 

 

 توضیح آوای دانشگاه: بیانیه فوق در مراسم بزرگداشت یاد و خاطره جانباختگان کشتارهای سال ۶۰ تا ۶۷ در دشت خاوان در روز جمعه  ۹ شهریور توسط دانشجویان خوانده شد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 23:53  توسط دانشجوی شریف  |