پاسخی به ادعاهای کذب و پرونده سازیهای غیر اخلاقی روزنامه ی کیهان
جناب آقای حسین شریعتمداری
مدیر مسئول محترم روزنامه ی کیهان
با سلام
احتراما و در پی انتشار مطلبی تحت عنوان«مگر دانستن حق مردم نیست»؟! در صفحه ی 14 روزنامه ی کیهان، مورخ دوشنبه 28 آبان، که در آن با درج ناقص،مونتاژ شده و تحریف گردیده ی، بخشی از مطالب وبلاگ شخصی اینجانب اتهامات سنگین و بی اساسی به بنده نسبت داده شده است، خواهشمندم، بر اساس ماده ی 23 قانون مطبوعات نسبت به درج این پاسخ، در اسرع وقت در همان صفحه، در همان ستون و با همان فونت و با تیتر«پاسخ رشید اسماعیلی به ادعاهای کذب روزنامه ی کیهان» مبادرت ورزید در غیر این صورت، طبق تبصره ی ذیل همان ماده، حق پیگرد حقوقی و قضایی برای اینجانب محفوظ خواهد بود.
نویسنده ی ناشناس یادداشت مطول «مگر دانستن حق مردم نیست»؟! با دوختن زمین و آسمان به یکدیگر و دست یازیدن به هر شیوه و ترفند، کوشیده است، تصویر یک فرد «نا مسلمان، افراطی، برانداز و حامی حمله ی نظامی امریکا به ایران» را از نگارنده- رشید اسماعیلی- ارائه دهد، تا هم برخورد با او «سهل» باشد و هم دفاع از او «مشکل». با این حال این تصویری وارونه، مخدوش و غیر واقعی از فعالیتها و طرز فکر نگارنده ی این سطور است. تو ضیحات ذیل بیانگر تصویری واقعی از نوع فعالیتها و مبانی فکری صاحب وبلاگ «دست نوشته های یک لیبرال دموکرات» است:
1- اینجانب، هیچ طرح و برنامه ای برای براندازی جمهوری اسلامی نداشته و ندارم و اساسا سن و سال و موقعیت من به عنوان یک فعال ساده ی دانشجویی و جوان 25 ساله، در حد و به نحوی نیست که توجیه گر جایگاه مورد ادعای کیهان باشد. اینجانب طی مدت کوتاه فعالیتهای سیاسی خود همواره به قوانین کشور ملتزم بوده ام و در بیان انتقادات و دیدگاههای خود، هرگز از مدار قانون، مسالمت و منطق خارج نشده ام .
2- هیچ گاه حتی در حد یک جمله در دفاع از حمله ی نظامی آمریکا به ایران نگفته و ننوشته ام. جملاتی که کیهان در این مورد به بنده نسبت داده است کذب محض می باشد.
3- من متوجه نشدم که بالاخره از نظر نویسنده ی کیهان جرم و گناه من چیست؟ این که زمانی دلبسته ی مارکسیسم بوده ام و حالا نه تنها هیچ دلبستگی به آن ندارم ،بلکه کاملا با آن مخالفم و به لحاظ تئوریک علیه آن محاجه می کنم، مگر جرم است؟ بزرگان انقلاب به مردم وعده دادند که «در جمهوری اسلامی حتی مارکسیستها نیز از حق آزادی بیان برخوردارند» حالا اما ظاهرا به نظر سیاستگزاران روزنامه ی کیهان نه تنها حقی به نام «آزادی بیان» برای هیچکس – مسلمان و غیر مسلمان، مارکسیست و غیر مارکسیست- وجود ندارد حتی دل بریدن از مارکسیسم و دل بستن به لیبرالیسم هم آزاد نیست! آیا اعتقاد اینجانب به مبانی لیبرال دموکراسی جرم است؟! جز در قاموس کیهان نشینان و بر اساس کدام قانون، لیبرال بودن جرم محسوب می شود؟ مگر می توان اعتقاد به اقتصاد آزاد، دموکراسی و حقوق بشر را جرم دانست؟ اساسا «اعتقاد» و جرم بر اساس قاعده ی منع تفتیش عقیده، که در قانون اساسی نیز بدان تصریح شده، دو مقوله ی جدا و غیر مرتبط هستند. مگر می توان عقیده را –حال هر عقیده ای که باشد- جرم دانست و افراد را به خاطر آن مجازات کرد؟ جالب اینجاست که یادداشت نویس کیهان که گویا «دکتر» هم هست، آنچنان از« اعتراف»{؟!} من به مطالعه ی آثار دکتر سروش ، ذوق زده شده است که حتی خودم نیز یک لحظه شک کردم مبادا با مطالعه ی آثار دکترسروش و علاقه مندی به ایشان گناه و جرمی مرتکب شده ام!
4- اگر تمامی نوشته ها و گفته های مرا زیر و رو کنید، حتی یک جمله در توهین به مقدسات اسلامی یا ستیز با ارزشهای دینی مردم، در آن یافت نمی کنید. آخر تا کی قرار است، نویسندگان ناشناسی که از مصونیت آهنین بهره مندند و هویتشان بر مردم پوشیده است ، با تمسک به حربه ی نخ نمای «مرتد نمایی مخالفان»، زمینه ی حذف یا وادار کردن آنان به سکوت را فراهم کنند؟ به راستی چه سود از این توضیحات وقتی که شما مخالف و منتقد را حتی اگر «مرجع مسلم جهان تشیع» باشد، به نامسلمانی و وابستگی متهم می کنید.
5- یادداشت نویس روزنامه ی کیهان که اینچنین دغدغه ی «قانون» دارد و جا به جا فعالیت مخالفین فکری و سیاسی خود را به دروغ، غیر قانونی معرفی می کند، چگونه به خود اجازه می دهد از تصمیم غیر قانونی حراست دانشگاه علامه طباطبایی، مبنی بر ممنوع الورود کردن دانشجویان، دفاع کند. در حالی که حتی بر اساس آیین نامه ی انضباطی مصوب شورایعالی انقلاب فرهنگی ، اساسا حراست دانشگاه چنین حقی ندارد، مرز و معیار قانونگرایی کیهان نشینان کجاست و چیست؟
6- صدور حکم محرومیت از تحصیل برای اینجانب و بیش از سی نفر از دانشجویان علامه، ظالمانه و غیر قانونی بوده است. من مسلما از این حکم به دیوان عدالت اداری، شکایت خواهم برد، این احکام تنها به تاوان انتقاد از مدیریت نالایق دانشگاه و دعوت مسئولین به رعایت فصل سوم قانون اساسی و احترام به حقوق بشر، برای اینجانب و دیگر دانشجویان صادر شده است. آیا دفاع از حقوق بشر و اعتراض به نقض قانون اساسی مصداق ایجاد بلوا، آشوب و اغتشاش است؟! قضاوت با شما
7- ضدیت من با «انقلاب»، به معنی ضدیت با «روشهای انقلابی»، در فعالیت سیاسی است. یعنی اینکه با بر پا کردن انقلاب و توسل به شیوه های خشونت بار مبارزه ی سیاسی مخالفم و رفرمیست هستم، آیا این جرم است؟ باید طرفدار بر پا کردن انقلاب باشم تا نویسندگان کیهان خوشحال و راضی شوند؟!
8- طی این یادداشت، از عنوان «گروه غیر قانونی دانشجویان لیبرال» استفاده شده است. دانشجویان لیبرال اصلا گروه ندارند که بخواهد غیر قانونی باشد! لیبرالها یک طیف فکری در دانشگاه هستند نه یگ گروه یا تشکیلات. این طیف پی گیر دغدغه های فکری و تاملات تئوریک خویش است. مگر می توان «فکر کردن» و «مطالعه کردن» عده ای دانشجو را غیر قانونی دانست. دانشجویان لیبرال اساسا هیچ تشکیلات و گروهی در دانشگاه ندارند و به دنبال ایجاد تشکیلات و گروه هم نیستند.
9- اینکه عده ای دانشجو به یک طرز فکر خاص، مشتمل بر مضامینی مانند؛ اقتصاد آزاد، دموکراسی و حقوق بشر، احساس تعلق کنند و سعی کنند، این مضامین را به قالب یک متن تئوریک یا به قول نویسنده ی روزنامه ی کیهان،«مانیفست» بیاورند، به نظر شما جرم است؟! اگر دانشگاه جای فکر کردن، مباحثه ی تئوریک و مجادله ی فکری نیست، پس کجا می توان این کار را کرد؟ مگر نه اینکه «یستمعون القول و فیتبعون احسن» سفارش قرآن است؟
ضمنا تذکر این نکته الزامی است که خانم ثمینا رستگاری روزنامه نگار است و مدتهاست که از دانشگاه فارغ التحصیل شده و دانشجو نیست، به همین جهت ،ایشان بر خلاف ادعای کذب یادداشت نویس کیهان، اساسا در هیچ جلسه ای با دانشجویان لیبرال، جهت تدوین مانیفست یا هر بحث دیگری شرکت نکرده اند.
10- اینجانب تا کنون طی 25 سال عمر خود، هیچ گاه آقای الیاس حضرتی را ندیده ام . من و سعید قاسمی نژاد،هیچگونه سمتی در روزنامه ی «اعتماد» و صفحه ی اندیشه ی سیاسی آن نداریم، که مدیر مسئول محترم «اعتماد» مجبور به پاسخگویی پیرامون آن باشد، آن هم به « روزنامه ی کیهان»! از این رو اگر سعی روزنامه ی کیهان جهت تهدید و ارعاب دو دانشجوی بی پناه ،به قصد اعمال فشار بر روزنامه ی اعتماد و حذف رقیب انتخاباتی بوده است، باید عرض کنم حسابی به کاهدان زده اید!
11- گناه من و بسیاری از دانشجویان، مخالفت با سیاستهای دولت نهم و انتقاد به رییس این دولت است، از همین روست که سهم ما از دولت مهرورز و عدالت پیشه طی این مدت جز فشار، زندان و محرومیت از تحصیل نبوده است. از روزنامه ی کیهان که با بودجه ی عمومی و در واقع با پول متعلق به تک تک شهروندان اداره می شود، انتظار می رود در مواجهه ی بین دولت و شهروندان منتقد لااقل بی طرفی پیشه کند نه اینکه اینگونه به دروغ پردازی، پرونده سازی ، خشونت زبانی و برخورد غیر اخلاقی علیه منتقدین دولت مبادرت نماید.
نمی دانم شما را اعتقادی به روز واپسین و لزوم پاسخگویی در برابر اعمال و گفته ها هست یا نه، با این حال از شما می خواهم لا اقل به وجدان خویش پاسخگو باشید. آیا واقعا من چنینم که شما نموده اید؟
رشید اسماعیلی
پی نوشتها:

