پرچم پوسيده ي تحكيم!
بابک پاشا جاوید،
اتفاقات هفته ي گذشته ي پلي تكنيك ، به ويژه برگزاري تجمع و تريبون آزاد در 30 مهر ، توجه رسانه ها ، گروه ها و افراد متعددي را به سوي خود جلب كرد . بديهي ست در اقداماتي اين چنين ، تقريبا هر گروه يا شخصي ، با توجه به توانايي هاي ذهني خود و نيز بسته به وابستگي خود به جناح ها و جريانات مختلف و در واقع براي دست يابي به منافع گروهي يا شخصي خود ، اقدام به بررسي و نقد وقايع کند . با اين وجود ، گه گاه شاهد نقد ها و خبر رساني هاي واقعي ، از سوي افرادي خواهيم بود كه دغدغه ي اصلي آن ها ، دست بردن به ريشه ها و به نفع توده هاست . در راستاي اين اقدامات ، در هفته اي كه سپري شد ، خبر هاي متعددي در سايت ها ، وبلاگ ها و خبر نامه هاي گوناگون درج شد كه برخي از آن ها قابل تامل بودند . يكي از مضحك ترين و عريان ترين اين نوشتار ها ، نوشتاري تحت عنوان " در ضرورت رعايت اخلاق سياسي " از مهدي عربشاهي بود كه در " خبرنامه ي اميركبير " درج شد . مطالب ذكر شده در نوشتار مذكور ، به قدري كودكانه و غير منطقي بودند كه به وضوح ، سردرگمي و آشفتگي فكري نگارنده ي آن را نمايان مي ساخت . نوشتاري كه به واقع براي كوبيدن جريان چپ در دانشگاه ، و در راستاي خبر هاي مندرج در برخي سايت هاي خبري ، از جمله اخبار منتشره از صدای آمریکا (VOA ) نوشته شده بود . نكته ي جالب و به شدت تاسف بار براي نگارنده ي آن ، استفاده از عبارات و جملاتي ست كه ضعف جريان راست و نيز دروغگويي هاي فاحش و عوام فريبانه ي شان را ، به وضوح نشان مي دهد . توصيه ي اینجانب به سردمداران جريان راست ، اين است كه لا اقل براي "نقد!" جريان چپ و كوبيدن آن ،از افراد ديگري استفاده كنند نه از امثال عربشاهي كه تناقض گويي هاي آشكارشان منجر به رسوايي شان مي شود.
با توجه به محتواي ضعيف نوشتار مذكور ، بر آن شدم تا نقدي اجمالي و با بازگويي نكاتي چند ، و با تكيه بر برخي مستندات و واقعيت هاي موجود، به انگیزه و نیتِ نگارش چنین متونی پرداخته و به اهداف پشت پرده ي شان اشاره ای بنمايم .
1. تجمع دانشجويان طيف هاي گوناگون دانشگاه هاي تهران ، در روز دوشنبه در دانشگاه پلي تكنيك، در ادامه ي تجمعات روز هاي گذشته و بر اساس فراخواني بود كه توسط دو طيف دانشجویی انجام پذيرفت . اين تجمع بر اساس پخش تراكت هايي مبني بر فراخوان به برگزاري تجمع و تريبون آزاد توسط" دانشجويان سوسياليست پلي تكنيك " و " انجمن اسلامي پلي تكنيك " بر گزار شد . اين در حاليست كه مهدي عربشاهي ، در مقاله اش ادعا کرده است که " تجمع به دعوت انجمن اسلامي "منتخب !" دانشگاه پلي تكنيك " صورت پذیرفته. و گويا طيف "سوسیالیست" ، فقط به عنوان ميهمان انجمن اسلامي ، در آن تجمع حضور داشته است! با در نظر گرفتن این واقعیت که بر تمامی دانشجویان پلی تکنیک محرز است، باید گفت، یا آقای عربشاهی بدون تحقیق از "انجمن اسلامی پلی تکنیک" قلم به دست گرفته و "دن کیشوت وار" به آسیاب بادی حمله کرده است، و یا برای همراهی با اربابان تبعیدی اش، با وقاهت هرچه تمامتر، دروغ می گوید.

2. تجمع دانشجويان در تريبون هاي آزاد جريانات منتقد طيف اصول گرا ، امري واضح و روشن است . چرا كه بنا به مقتضيات خاص تاريخي و با توجه فضای سیاسی خاص كنوني ، جريانات اصول گرا در وضع مناسبي به سر نمي برند . اقدامات اين جريانات (اصولگرا) كه بازتابي از محتواي ديدگاه شان نسبت به مسائل است ، در سال هاي اخير و به ويژه در دوران استقرار دولت نهم ، سبب شد كه نتوانند جز اقليتي نا آگاه و نيز افرادي كه تامين زندگيشان از اين راه است ، را به سوي خود جذب كنند . بديهي ست كه طرفداران اين جريانات در بين دانشجويان و به ويژه در پلي تكنيك در اقليتی چند نفره هستند .
در فرصت به وجود آمده ، اقليت ديگری از احساسات منفی و نيز نا آگاهي دانشجويان استفاده كرده و زمام قدرت را در "انجمن های اسلامی"، به دست آوردند . اما همانند یاران ِ پیشین خود، یعنی جریانات اصولگرا، انحصار طلب بوده و خود را وارثان دانشگاه تلقي کرده و توده ی دانشجو را مایملک خود تصور می کنند. ایشان سعي دارند تا توده ی دانشجوی حاضر در تجمعات و بزرگداشت ها را طرفدار خود نشان دهند . چنین شیوه ای است كه در سال هاي اخير از گروه هايي به نام هاي " انجمن اسلامي پلي تكنيك " و " دفتر تحكيم وحدت " شاهد هستيم . بديهي است كه اقدامات مذكور نه تنها حمل بر هوشیاری و محبوبیت اين افراد نيست ، كه ريشه در شرايط خاص ذكر شده در كشور، و نيز ماهيت فرصت طلبانه (اپورتونيستي) ی اين افراد و گروه ها دارد .
3. قبل از پرداختن به نکات بعدی لازم می دانم قدری راجع به منتخب بودن انجمن اسلامي توسط دانشجويان نکاتی را مطرح کنم؛ اين عنوان ( منتخب بودن ) موضوعي است ، كه همواره ذهن من و برخي از دوستان را مشغول كرده است . آيا به راستي ، اين طيف ، منتخب دانشجويان پلي تكنيك است؟
البته براي ما روشن است كه "انجمن اسلامي "منتخب !" دانشجويان" ، به واقع منتخب دانشجويان نيست . چرا كه منتخب عده اي است كه بنا به دستوراتي كه از تحكيم مي گيرند،و ایشان نیز بنوبه ی خود از راه دور تغذیه شده و جهت می گیرند( که با توجه به شرایط خاص کنونی نیازی به ذکر جزئیات آن نمی بینم) چند نفر از قبل براي تبليغ شدن و استفاده از نا آگاهي دانشجويان تعيين مي شوند تا بدان ها راي داده شود . چرا كه دفتر تحكيم وحدت، بعنوان یک جریان خاص سیاسی، نیاز به پاتوق خود ( انجمن اسلامي پلي تكنيك ) دارد تا آن را به پايگاه عملیاتی خود در میان جنبش دانشجویی تبدیل کند.
براي بررسي اين موضوع ، لازم مي دانم نيم نگاهی به ماهيت انتخابات در " دموكراسي بورژوايي "بپردازم . دموكراسي اي كه دفتر تحكيم از آن دم مي زند. از قبل این را گفته باشم که شیوه ی انتخابات "دفتر تحکیم، دقیقا منطبق با همان "دمکراسی" ای است که مبلٌغ آن می باشد.
"انتخابات" به این شیوه، با برگزاری نشست هایی بین صاحبان قدرت آغاز می گردد. آنها در مجالسی دور از چشم توده های دانشجو با یکدیگر رایزنی کرده و نام های مختلفی که احتمال کاندیداتوری شان می رود را بررسی کرده و هر کس که با انتخابش، قدرت و تسلط آنان بر "انجمن اسلامی" و یا "دفتر تحکیم" را سست و یا خدشه دار می کند ، از لیست حذف می کنند. و برای رسیدن به نتیجه ی مطلوب خودشان از هیچ کاری دریغ نمی ورزند. از جمله "گاوبندی"، "تهدید"، "خرید آراء" و تقلب و ... و اگر ، با وجود به کار بستن این تمهیدات، باز هم کسی انتخاب شود که مورد تأییدشان نیست، پس از انتخابات، از هر ابزاری برای حذف ِ فرد مورد نظر اعمال فشار می کنند. برای اثبات این مدعا خواننده را رجوع می دهیم به استعفای آقای "سعید حبیبی" از دبیری تشکیلات "دفتر تحکیم " و اعلام می دارم که شهود بسیاری در جریان این گونه اقدامات آقایان در "انجمن های اسلامی" بوده اند و در صورت لزوم آماده اند تا در مورد آنچه بیان شد، با نام و نشان و مدرک، شهادت دهند.
اگر براي رسيدن به يك سري اهداف ، راه هاي مختلفي در كنار بيراهه هاي متعدد وجود داشته باشند ، نظام هاي ديكتاتور ، فقط يكي يا دوتا از بيراهه ها را مي نمايانند و انواع راه هاي درست و حتي بيراهه هاي ديگر رانيز مي بندند . دموكراسي بورژوايي چيزي نيست جز نماياندن اكثريت يا تمامي بيراهه ها و بستن راه هاي اصلي . در واقع به نوعي اختيار در انتخاب مسير ( بی راهه) را به افراد نشان مي دهد . در حاليكه فردي كه در دام دموكراسي بورژوايي افتاده و احتمالا در راه رسيدن به آن ( به عنوان هدف) قدم بر مي دارد، بعضاً نا آگاهانه اين كار را مي كند و متوجه کرده ی خود نيست . به واقع در انتخاب مسير اشتباه آزاد است ! اين همانند كسي است كه براي مرگ خود ، مي تواند راه هاي مختلفي اعم از اعدام ، تيرباران و .. انتخاب كند و به ظاهر آزادي دارد ! در حاليكه در نهايت به يك نتيجه خواهد رسيد . يا مثال ديگر و عيني تر ، انتخاباتي است كه با حضور نمايندگان از پيش تعيين شده ، برگزار مي شود و به نوعي به انتخاب بد از ميان بد تر مي انجامد . در واقع صرف نظر از ظاهر ماجرا ، نتيجه ي انتخاب هر كس ، ماهيتي مشابه با شخص ديگر دارد . با ساده سازي فوق ، مي توان به چنين دموكراسي اي ! و ماهيت آن(البته به شكل كاملا ساده سازي شده) پي برد. با وجود اين كه ، در چنين شرايط خاصي ، موافق با نگاهي به درون انجمن اسلامي پلي تكنيك و دفتر تحكيم وحدت نبودم ، ولي نوشتن مقاله هايي مشابه مقاله ي مهدي عربشاهي و درج آن ها در سايت خبري (خبرنامه ي امير كبير ) ، مرا بر آن داشت تا نگاهي اجمالي به درون آنها داشته و نيز به چگونگي به اصطلاح حمايت دانشجويان از برنامه هاي آن ها ! بپردازم.
4. بنا به مستندات موجود ، اين انجمن ، منتخب قشر آگاه پلي تكنيك نيست و حضور صرف دانشجويان در تجمعات برگزار شده در پلي تكنيك ، نه به دليل حمايت از انديشه هاي اين افراد ، كه به خاطر اعتراض به جريانات اصول گراي دانشگاه و جامعه و در راس آن به اقدامات دولت نهم است . دانشجویان از همه جا بی خبر ( كه به راستي ، جمع كثيري از هواداران آن نيز از آن بي خبرند) نیز تا کنون، به علت حضور این جریان در "اپوزیسیون" دولت نهم و پنهان داشتن ماهيت اصلي و اهداف پشت پرده اش، در تجمعات برگزار شده ، شركت مي كنند . اين در حاليست كه برنامه ريزان آن ، اهداف ديگري نيز دارند و در طول سال هاي اخير ، تحريفات زيادي در خبر رساني ها ( و به ويژه در خبر رساني هاي خارجي) انجام داده اند تا همه ي حضور ها را به نفع خود به پايان برند . پس مسلم است که این جریان از حضور دانشجویان چپ در این اجتماعات می هراسد، چرا که اولاً، توده ی دانشجو از خود خواهد پرسید که: اگر "انجمن اسلامی"، همانطور که ادعا میکند، تشکیلاتی دانشجویی ِ فارغ از تعلقات ایدئولوژیک و فراگیر است، پس جریان این عده با پرچم های سرخ و شعارها و خواسته های مستقل چیست؟ و بدین ترتیب، این واقعیت که "انجمن اسلامی" و "دفتر تحکیم" متعلق به جریانِ سیاسی ِ مشخص، با ایدئولوژی مشخصی است، افشا می گردد. و ثانیاً، جریان چپ نیز امکان این را خواهد داشت که نظراتِ و اهدافِ خود را علناً در معرض دید دانشجویان قرار داده و به آنها آزادی انتخاب بدهد. که نتیجه اش شکستن انحصار این جریان در دانشگاه هاست. پس عجیب نیست که پس از تجربه تریبون آزادِ دوشنبه 30 ام مهر ماه، توپخانه ی تبلیغاتی اش را به سمت جریان چپ نشانه رود. و همچنین خودی های تحكيمي و انجمني اش در سايت خبري (خبر نامه ي امير كبير) به تحريف كامل اتفاقات هفته ي گذشته پرداخته و در مصاحبه ها يي كه نمایندگانش در خبر گزاري ها ي ( بي بي سي ، راديو آلمان ، رايو فردا و خبر گزاري فرانسه ) می کنند و نيز مطالبي كه در وبلاگ هاي داخلي می نویسند ، كوچكترين اشاره اي به حضور فعال و با صلابت نيرو هاي چپ نكنند. گويا كه اصلا چپ ها در تجمع آن روز حضور نداشته اند!
5. نكته ي جالب ديگر در مقاله ي آقاي عربشاهي ، سعي در ناكام جلوه دادن جنبش چپ ( و به ويژه در موقعيت خاص آن روز ) مي باشد . به راستي كه قرائت و توزیع وسیع بيانيه هاي " دانشجويان سوسياليست پلي تكنيك" ،" جمعی از دانشجویان و فعالین چپ" و "دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب " كه مورداستقبال و تشويق و اعلام حمايت جمع كثيري از حاضران گردید ، و نيز حضور جمع كثيري از فعالين چپ با پلاكارد هاي سرخ رنگ ، ادعاهاي كذب نگارنده ي مقاله ي مذكور را نشان مي دهد . براي استناد به واقعيات ، كافيست به به وبلاگ هاي متعدد سري بزنيد . حتي نگاهي اجمالي به عكس هاي سايت خبر نامه ي امير كبير (که متعلق به خودشان است)نیز گوياي واقعیت است . جالب اينجاست كه خبر گزاري هاي حكومتي و نيز اصلاح طلب و خبرگزاری های دول خارجی و ... خبري ولو مختصر از حضور فعال دانشجويان چپ درج نكرده اند . اين در حاليست كه در وبلاگ ها و سايت هاي چپ و هواداران ان ها ،" انجمن اسلامي امير كبير" به عنوان يكي از برگزار كنندگان تجمع و تريبون آزاد معرفي شده و در مورد سخنرانان آنان و حضور هوادارانشان در تريبون آزاد ، اطلاع رسانی شده است . براي نمونه مي توانيد به " گزارش يكي از دانشجويان سوسياليست پلي تكنيك " در وب سايت " سلام دموكرات " و نيز و بلاگ " آواي دانشگاه " و هم چنين مصاحبه هاي " يكي از دانشجويان سوسياليست پلي تكنيك " كه در سايت " سلام دموكرات " درج گرديده ، مراجعه نماييد . لازم به ذكر است ، بنا به موارد گفته شده و نيز برخي مستندات ديگر ، اگر هم تلاشي براي مصادره ي تجمع صورت گرفته ، اين اقدام از طرف انجمن اسلامي پلي تكنيك و دفتر تحكيم وحدت بوده نه دانشجويان چپ!
6. در قسمتي از مقاله ي آقاي عربشاهي مي خوانيم : " فعالان دانشجويي و افرادي كه با فضاي دانشگاه پلي تكنيك و سابقه ي فعاليت هاي یک دهه ي انجمن اسلامي امير كبير در راه اندازي فراكسيون مدرن تحكيم و دگرديسي آن به يك سازمان مدني مدافع دموكراسي و آزادي آشنايي دارند ، به خوبي آگاه اند كه فضاي عمومي اين دانشگاه و انجمن آن ، ضمن آنكه فضايي راديكال در پي گيري مطالبات دانشجويان و نيز جامعه است و همواره از آن به عنوان قلب تپنده ي جنبش دانشجويي ياد مي شود ، اما سمت و سوي فكري آن به سوي دموكراسي ( به معناي دموكراسي پارلماني و احترام به حقوق افراد به عنوان اصل اساسي دموكراسي ) ، حقوق بشر و تساهل بوده و نسبتي با پلاكاردهاي سرخ دوستان برقرار نمي كند."
اولا كه نه تنها براي فعالان دانشجويي ، بلكه حتي براي افرادي كه اندكي از جريانات اواسط دهه ي 70 با خبر اند ، روشن است كه پا گرفتن انجمن هاي اسلامي و دفتر تحكيم وحدت ، با رشد اصلاح طلبي در آن دوران مصادف بوده و بديهي ست، در فضايي كه بخشي از حاكميت از چنين تشكل هايي حمايت مي كند ، مي توان و بايد انتظار پا گرفتن و تحكيم پايه هاي قدرت آنان را داشت . پس به دليل "وابستگي"، تشكل انجمن اسلامي و در راس آن دفتر تحكيم وحدت به بخشي از حاكميت ، نمي توان اسم آن را تشکلی مستقل و یا دمکراتیک (مردمی) گذاشت . در مورد فضاي راديكال ! كه آقاي عربشاهي مدعي آن است ، مي توان گفت كه صرفا حركات آوانتوريستي و كودكانه ، به معناي راديكال بودن تلقي نمي شود . راديكاليزم دست بردن به ريشه هاست نه روبنا ها . حركاتي كه معنايي جز تخليه ي احساسي و حركات غير منطقي كودكانه و ... ندارند ، به هيچ وجه در ريف "حركات راديكال" قرار نمي گيرند . اتفاقا در راستاي اقدامات انجام شده در سال هاي اخير ( توسط انجمن اسلامي) ، به سادگي مي توان غير راديكال بودن حركات آن را نشان داد. ثانيا، در مورد پي گيري مطالبات ، بهتر است ذكر شود : " انجمن اسلامي پلي تكنيك و در راس آن دفتر تحكيم وحدت ، جايي است براي پيگيري مطالبات دفتر تحكيم و اربابان پشت پرده اش " نه جايي براي پيگيري مطالبات دانشجويان و جامعه ! تاكتيك ضروري اي كه به صورت دوستانه و ضمنا موكد به آقاي عربشاهي پيشنهاد مي كنم ، تقويت حافظه ي كوتاه مدت شان در جهت رفع تناقض گويي در نوشتاري 2 صفحه اي ست . چرا كه هم اوست كه در سطر هاي اول نوشته اش ، دم ازانگیزه یِ آزادي 3 تن از ياران دربند مي زند و مدعي مي شود كه هدف اصلي از تجمع ، آزادي آن 3 نفر است . در صورتیکه در چند سطر پایین تر به "حمايت از تحكيم وحدت و انجمن اسلامي" اشاره دارد و دوست دارد قضيه را به نفع خود خاتمه دهد .
7. و اما در مورد نکته ای که آقای عربشاهی، وقیهانه صحبت از "هزینه دادن" انجمن اسلامی و دفتر تحکیم می کند و سعی دارد اینگونه نشان دهد (البته با شکسته نفسی!!) که جریان چپ دانشجویی برای دستیابی به آزادی و رهایی از قید استبداد هزینه ای نپرداخته است، چه می توان گفت جز اینکه: این دیگر نهایت بی شرمی است! هنگامیکه دانشجویان چپ برای اعتراض به عدم پایبندی حکومت اسلامی، از جمله جناح اصلاح طلبِ حاضر و تبعیدی، به آزادی های فردی و اجتماعی و محکوم کردن زندانی شدن دانشجویان پلی تکنیک و دیگر زندانیان دانشجو و سیاسی به تجمع و تریبیون آزاد آمده اند، شما، در عوض تبلیغ روحیه یکپارچگی در مقابل تعرضات مستبدین به حقوق دمکراتیک مردم، بر روی کشتار و خونریزی دهه شصت و به خون کشیدنِ هزاران فرزند چپ این جامعه، فقط در یک تابستان (1367) ، پرده انداخته و احکام زندان و تعلیق و احضار به کمیته های انظباطی دانشگاه را ، با دروغ، به نفع خود مصادره می کنید. ."
8. بر خلاف ادعا هاي آقاي عربشاهي ، تعداد فعالين چپ حاضر در مراسم 30 مهر پلي تكنيك ، حداكثر 20 تا 30 نفر نبوده و لا اقل به 3 برابر اين تعداد مي رسيد . اين در حاليست كه فعالين انجمني و دفتر تحكيم هم زياد نبودند . مگر اين كه آقاي عربشاهي بخواهد توده ی دانشجوی حاضر و حتي چپ ها را هم (احتمالا!) جزو انجمني ها و تحكيمي ها حساب كند !

جالب است كه در جاي جاي نوشته ي مهدي عربشاهي ، پدر خواندگان تحكيمي ، صاحبان اصلي دانشگاه هاي ايران تلقي شده اند . چرا كه وي مدعيست که تجمع اعتراضي 15 آذر 1385 در دانشگاه تهران و تجمع 30 مهر 1386 در پلي تكنيك ، توسط تحكيم بر گزار شده و چپ ها نبايد برنامه اي داشته باشند . (البته اين محتواي برداشتي ست كه از آن مي شود) . در مورد 16 آذر ديگر هيچ بهانه اي پذيرفته نيست . چرا كه آن روز ، روز دانشجو است نه روز تحكيم ! . ضمنا اگر آقاي عربشاهي اندكي به نوشته هاي خود فكر مي كرد و قبل از نوشتن به تاريخ نگاهي مي انداخت ، مي ديد كه 2 تن از 3 دانشجويي هم كه در 16 آذر 1332 به دست رژيم جنايتكار پهلوي جان باختند ، از دانشجويان چپ بودند . حال آنكه از آن ها به عنوان 3 آذر" اهورايي" و با آن ادبيات مسخره ياد مي كنند . معلوم نيست كه آقايان هوادار انجمن اسلامي و نيز تحكيمي ها ، مسلمان اند يا زرتشتي ! ؟ در عين حال كه دم از اسلام و مسلماني مي زنند ، نماد ناسيوناليسم ناب ! ايراني هستند . كارهاي انجام گرفته در سال هاي گذشته توسط اين افراد ، مهر تاييدي بر تناقض هاي آشكار و روحیه ی فرصت طلبانه شان است. مانند رهبران سیاسی شان که بعضاً دم از "ملی – مذهبی" بودنشان می زنند.
9. در جايي ديگر ، آقاي عربشاهي دم از " اتحاد بر سر آزادي هاي آكادميك " و . . . مي زند . گويا ايشان از وضعيت جنبش ها و جهت گيري هاي اساسي آن ها خبر ندارند . اتحادي كه به موجب آن ، همه ي كار ها به نفع " دفتر تحكيم وحدت " تمام خواهد شد ، بديهي ست كه براي امثال عربشاهي مطلوب است . كسي كه يا نمي داند و يا آگاهانه خود را به ناداني مي زند كه گویا جریان چپ مي تواند با ليبراليسم متحد شود و نبايد در مقابل آن بايستد ، ديگر اعتباري براي خود باقي نمي گذارد . جنبش چپ چگونه مي تواند با ليبراليسم بي محتوايي كه در جهت نابودیِ چپ با اصولگرایان متحد می شود (رجوع شود به نوشته های آقای قوچانی در "شهروند امروز") و در جهت استثمار توده ها فعاليت مي كند ، همراه شود ! ؟؟ آقاي عربشاهي بايد بداند كه چپ همواره و با صراحت و صلابت تمام در مقابل ليبراليسم و كليت بورژوازي خواهد ايستاد و دست به دامن جريانات اپورتونيست دست راستي نخواهد شد .
10. پيشتاز بودن دفتر تحكيم وحدت به ويژه در چندين سال اخير ، توهمي بيش نبوده و نيست . در مورد اين مطلب در صفحات قبلي توضيح داده شد . در مورد اقدامات كودكانه و يك سري حركات آوانتوريستي ( مثل 18 تير 1386 ) جاي هيچ بحثي نيست . چرا كه حركاتي مشابه ، برايندي جز هزينه دادن بدون فايده نخواهد داشت . معلوم نيست كه آقايان (و خانم هاي) تحكيمي ، براي مطرح كردن خود و تحكيم ، دست به چنين اقداماتي مي زنند يا براي دانشگاه و دانشجويان و حل مشكلات آنها ؟! اين را مطرح كردم تا بگويم در هر دو صورت به سختي اشتباه مي كنند . چرا كه اگر مبنا بر مطرح كردن خود ، به واسطه ي هزينه هاي مفت و بر اساس يك سري اقدامات آوانتوريستي باشد ، كارشان هيچ ربطي به دانشگاه ، دانشجويان و جامعه ندارد . در صورت پذيرفتن مورد دوم ، يعني توجيه اقداماتي مشابه اقدامات 18 تير امسال، بمثابه ی دانشجو محور بودن آن، بیانگر ضعف عمیق تئوريك اين دوستان است . چرا كه نشان می دهد که ایشان بدون داشتن تحلیلی صحیح از شرایط جامعه و محاسبات لازم ،دست به يك سري اقدامات ماجراجويانه زده اند . بديهي است كه تجمعي چند نفره در جلوي درب ولي عصر پلي تكنيك در روزي كه دانشگاه با حربه ي مديريت ان تعطيل شده است (18 تير ) نتيجه اي جز دستگير شدن و هزينه دادن نخواهد داشت . جالب است كه اتفاقا بر عكس تصور برخي ها ، كسي كه بتواند با برنامه ريزي دقيق ، حداكثر فايده را با پرداخت هزينه ي كم تري بدست آورد ارجحيت دارد بر كسي كه بدون فايده ، فقط هزينه مي پردازد و اوضاع را خراب تر مي كند . انتظارات نامربوط و مضحكانه ي آقاي عربشاهي از جنبش چپ دانشجويي در هم راستايي با چنين اقدامات ماجراجويانه ي تحكيم و امثال تحكيم ، ناشي از همان طرز تفكر ناپخته و كودكانه ي ايشان مي تواند باشد و بس.
برخلاف ادعا هاي آقاي عربشاهي ، در جاي جاي نوشته اش ، اتفاقا دغدغه ي اصلي تحكيم ( يا لااقل يكي از اين دغدغه هاي اصلي) حضور مستقل چپ ها در دانشگاه و تاثیر آن بعنوان مانعی بر سر برنامه هاي پوسيده ي آن هاست . اینک كه دفتر تحكيم در بحران اساسي به سر مي برد و بزرگترين پايگاه و به اصطلاح پاتوق آن (انجمن اسلامي پلي تكنيك) نيز در شرايط مطلوبي نيست ، حضور فعالين مستقل چپ در پلي تكنيك و دانشگاه هاي ديگر ، بيش از پيش ، زنگ خطري براي پدر خواندگان "تحکیمی" است .تشكل وابسته به بخشي از جريان حاكميت كه براي پيشبرد اهداف خود دست به هر اقدامي مي زند ، به واقع يك طيف اپورتونيست است كه گه گاه تاكتيك تبديل به ضد خود ! را پيشه مي كند تا به اهداف فرصت طلبانه ي خود برسد . در زمانی "اپوزیسیون" است و در برهه اي خود را مظلومانه، اصول گرا تر از اصول گرايان مي نماياند . كساني كه حتي در شرايط عادي (گه گاه) دم از سكولاريسم هم مي زنند، ولي در برهه هاي حساس و بنا به موضع اپورتونيستي خود ، حتي مذهبي تر از طيف هاي مذهبي و اصول گرا تر از اصولگرایان می شوند.
به هر حال از ديدگاه نگارنده ي متن حاضر ، اين جريان كه اكنون در دوره ي حساسي به سر مي برد ، براي پا گرفتن دوباره ،جنبش چپ را به مثابه ي اژدهايي در مقابل رسيدن به آرزو هاي خود و اربابانش مي بيند و بر آنست تا با پوشش دروغين و در سطح گسترده ( به ويژه در خبر رساني هاي خارجي) و با سنگ اندازي در مقابل برنامه هاي چپ ، تمامي جنبش هاي دانشجويي را به نام خود مُهر كرده و تمامي حضار در تجمعات دانشجويي را طرفدار انجمن اسلامي پلي تكنيك و تحكيم معرفي كند . به واقع در خيال خود ، به فكر جمع كردن سياهي لشكري از دانشجويان نا آگاه می باشد. سر انجام هم از سر همين موضع توهمي، به مشكل بر خواهد خورد . لازم به ياد آوري است كه تجمع پلي تكنيك در روز دوشنبه ي گذشته ، كه بنا به ادعاي آقاي عربشاهي و دوستان تحكيمي اش ، براي ازادي 3 تن از ياران دربند برگزا شد، به واقع در دیدگاه ایشان، جايي بود براي تحكيم پايه هاي تحكيم ( نگاه كنيد به محتواي سخنراني ها و مواضع آن روز ) كه "متاسفانه !" با حضور مستقل نيرو هاي چپ از دانشگاه هاي تهران ، مانع تحقق بخش عظيمي از رويا هاي ديرينه ي تحكيم شد . همان گونه كه ذكر شد ، موضع گيري هاي تحكيمي ها ، در بيانيه ها و مطالبي كه آن روز ارائه شد ، خود گواهي بر دروغين بودن ادعا هاي آن هاست.
در پايان به آقاي عربشاهي و دوستان تحكيمي اش توصيه مي كنم كه به جاي ايجاد اتحاد بين دانشجويان چپ و ليبرال ! به فكر فعاليت هاي خاص خود باشند و فكري به حال خود تحكيم بكنند . چرا كه تحكيم در وضعيتي نيست كه فقط با كوبيدن جريان چپ در دانشگاه بتواند پايه هاي خود را تقويت كند . مشكل تحكيم ، مشكلي اساسي است . چرا كه برخي از اعضاي آن نيز از سردرگمي هاي فكري رنج مي برند .
آقاي عربشاهي ! به جاي نقد ( بخوانيد كوبيدن) جريان هاي ديگر ( به ويژه چپ ها ) ، نقدي بر خودتان داشته باشيد تا با آشفتگي ها و تناقضات كم تري در صحنه هاي دانشجويي حضور یابید . چپ هم همواره برنامه ي مستقل خود را خواهد داشت و هرگز از جريانات مرتجع دست راستي ، توقع همكاري نداشته و نخواهد داشت . موضع چپ مشخص و تعريف شده است و دقيقا به همين دليل ، در يك خط مستقل از ساير جريانات قدم بر خواهد داشت.
براي آخرين بار تاكيد مي كنم كه دانشگاه ارث و میراث تحکیم و در انحصار انجمن هاي اسلامي نيست كه براي افراد و گرو هاي ديگر تعيين تكليف نمايند . با تاكيد بالا اميدوارم جناب آقاي عربشاهي و دوستانشان به موضع گيري صريح چپ در دانشگاه پي برده باشند و از اين به بعد حساب کار خود را داشته باشند. .
