در چند روز اخیر اتفاقات دانشگاه امیرکبیر و همچنین تجمع دانشگاه علامه و در کنار آن ها بازداشت های گسترده ی رفقای دانشجویمان در کردستان و اهواز و تهران و.... همه و همه دست به دست هم داده است که لزوم بررسی جدی این جریانات در میان فعالان دانشجویی احساس شود. البته به تبع گرایش سیاسی و طبقاتی که من خودم را جز آن می دانم می بایست در مورد اظهار نظر رفقای چپ حساس تر باشم.
بعد از اتفاقات دانشگاه امیرکبیر و علامه چند مطلب خوب از دوستان و رفقای گرامی منتشر شده است که امیدوارم این بحث ادامه پیدا کند! تنها برای ادامه بحث من هم چند نکته را اجمالا می گویم تا بعدا مفصل تر بنویسم:
۱- به نظرم مسئله پلاکارد های سرخ را باید از زاویه کارکردی تر نگاه کرد. چون من به واقع به این امر ایمان دارم که هر کسی در هر تجمعی آزاد و مختار است هر پلاکارد و شعاری در هر رنگی که دوست دارد بیاورد و این ایراد دوستان تحکیمی و تکرار آن توسط برخی از دوستان چپ مان چندان وارد نیست. بهتر است در مورد این موضوع بحصث کنیم که آیا در زمان حاضر پلاکارد سرخ کارکرد مثبت دارد یا منفی؟ من که فکر می کنم پلاکارد سرخ ناکافی است. چپ برای حضور رادیکال و ریشه ای اش ده ها ابزار بهتر هم می تواند داشته باشد.
۲- من به شخصه برایم ریشه های تاریخی جریانات مهم است. به نظرم دوستان چپ ما که در نقد رفقا چپ دیگر مطلب می نویسند. بهتر است تذکری هم به دوستان تحکیمی شان بدهند که با گذشته تحکیم باید تسویه حساب کرد. تحکیمی که در دهه ۶۰- بازوی سرکوب بوده در دهه ۷۰ بازوی اجرایی جناح اصلاح طلب و در دهه ۸۰ متاسفانه برخی گمانه ها در مورد همراهی با سیاست های سرمایه دری جهانی در آن به گوش می رسد. به نظرم دوستان اندکی تیغ نقدشان را هم به سمت جریانات دانشجویی تحکیمی هم بچرخانند! چون تا زمانی که موضع دوستان تحکیمی در مورد این مسائل روشن نباشد یعنی این روش های سرکوب گرایانه و نظم سرکوب گر سرمایه داری در هر شکل اش را تایید می کننند و من به عنوان یک چپ و جزئی از طبقه کارگر نمی توان ادعای دموکراتیمک بودن و گله کردن این دوستان از موضع دموکراتیک را باور کنم.
۳- من به شخصه فکر می کنم بهترین معیار برای سنجش میزان دموکراتیک بودن نیرو های سیاسی و دانشجویی عمل آگاهانه ی جمعی آنان است! من تا آن جایی که می دانم بچه ها چپ ! در این داستان بازداشت ها و سرکوب های دانشجویان تمام دانشجویان را بدون هیچ تبعیض سیاسی و گرایشی و جناحی را مطرح کرده اند. دوستان اندکی در بیانیه ها و خبررسانی و عملکرد جریانات دانشجویی غیر چپ نگاه کنید. متاسفانه به غیر از ۳ دانشجویی پلی تکنیکی هیچ دانشجوی دیگری را مطرح نکرده اند. در حالی که اکنون چند تن از دانشجویان اهواز و چند تن از دانشجویان کرد نیز در زندان به سر می برند! دوستان عزیز من فکر نمی کنم این ها تنها از روی سهل انگاری بچه های غیر چپ بوده باشد. اکنون به نظرم می بایست ما پرچم دار اتحاد در عمل باشیم حول دفاع از تمامی دانشجویان زندانی و همچنین کارگران و زنان و... زندانی!
۴- در مورد جریان دانشگاه پلی تکنیک هم من تنها این توضیح را می دهم که فراخوان آن تجمع به وسیله ی بچه های سوسیالیست پلی تکنیک هم داده شده بود و در ضمن بر اساس توافقات برنامه مشترک بود و اتفاقن دوستان تحکیمی برخی از توافقت را رعایت نکردند.
۵- داستان پلاکارد های سرخ نیز تنها یک مسئله انحرافی است. چون هر کس حق دارد هر پلاکاردی با هر رنگی که دوست دارد در هر تجمعی بیاورد مگر آن که یک نیروی مادی سرکوب گر جلوی او را بگیرد! امیدوارم که دوستان ما نا خواسته و نا خود آگاه آن نیروی سرکوب گر نباشند. اما در مورد کارکرد مثبت این روش تبلیغاتی و آکسیونی من خودم به شخصه بحث دارم که آیا پلاکارد سرخ اکنون لازم است؟ کافی است؟ مثبت است؟ این مسئله را هم قابل بحث می دانم!
۶- به نظرم در این شرایط حساس باید روی مسائل مهم تر در جنبش های اجتماعی مختلف بحث کرد. در جنبش زنان سرکوب ها شدید تر شده. فعالان بازداشت می شوند. زنان در خیابان به بهانه حجاب شکار می شوند. در جنبش کارگری اسالو و مددی و محمود صالحی در زندان به سر می برند. سیاست ترور و سرکوب هم با ترور یکی از فعلان کارگری "محمد مجیدی" آغاز شده است. در جنبش دانشجوییی نیز هر روزه شاهد بازداشت و سرکوب هستیم. به نظرم باید مسائل را ریشه ای تر دید. در این جاست که به گمانم مبارزه ی طبقاتی شوخی بردار نیست. نظم سرمایه داری جهانی و مدل وطنی و اسلامی اش به همراه دنباله چه هایش در هر یک از جنبش های اجتماعی زمینه های سرکوب گرایشات حق طلب را آماده می کنند می بایست متحدانه و آگاهانه به مصاف آنان رفت. باید مراقب بود در کنار این سیاست چماق سیاست هویج انتخابات مجلس هشتم را نیز افشا کرد. سید خندان در پشت تمام این سیاست های خون آلود منتظر تفرقه و رای های نا آگاهانه ی ماست! رفقا مراقب باشید!

